شناسنامه اجمالی علّامه میر حامد حسین لکهنوی (قدس سرّه)
فهرست سرفصلهای این صفحه (دسترسی سریع):
بسم الله الرحمن الرحیم
مختصری در معرفی علّامه میرحامد حسین (صاحب عبقات الأنوار) رحمه الله
نام و نسب
فردوسمآب، سیّد مهدی، مکنّی به ابوالظفر، معروف به میر حامد حسین (۱۲۴۶ – ۱۳۰۶ ق.)، پسر سوّم علّامه مفتی محمّد قلی (۱۱۸۸ – ۱۲۶۰ ق.) است. خاندان او از سادات موسوی نیشابور هستند و تبارشان از امامزاده سیّد محمّد محروق به امام هفتم علیه السلام میرسد.
میرحامدحسين -که ریشهاش نیشابوری و زادگاه خود و پدرانش هندوستان و در محدودۀ لکهنو بوده- به عنوان احیاگر فرهنگ امامت در دوران معاصر و اندیشمندی متتبّع، عالمی نستوه و مجاهدی خستگی ناپذیر به شماره آمده، که در توصیف جایگاه رفیع علمیاش، عباراتی بس والا از بزرگان و عالمان نقل شده است. اوصافی چون: «آیت الله في العالمین، حجة الإسلام والمسلمين، لسان الفقهاء والمجتهدين، ترجمان الحكماء والمتكلّمين، علّامة العصر وسیّد المجاهدین» تنها بخشی از توصیفات رسیده از اندیشهورزان در حقّ اوست.
↑ بازگشت به فهرست سرفصلهااساتید
علّامه از همان کودکی استعداد سرشاری در فراگیری علوم مختلف داشت. وی از هفت سالگی تحصیل دروس مقدّماتی را آغاز کرده و به جز خوشهچینی از خرمن دانش پدر، اساتید بزرگ دیگری را نیز درک کرده است:
- علّامه سلطان العلماء، رضوانمآب، سیّد محمّد (۱۱۹۹ – ۱۲۸۴ ق.)، پسر ارشد مجدّد الشریعة، حضرت آیت اللّه العظمی سیّد دلدار علی غفرانمآب (۱۱۶۶ – ۱۲۳۵ ق.).
- علّامه سیّد العلماء، علّیّینمکان، سیّد حسین (۱۲۱۱ – ۱۲۷۳ ق.)، پسر کوچک علّامه سیّد دلدار علی غفرانمآب.
- علّامه خلاصة العلماء، سیّد مرتضی (م ۱۲۶۶ ق.)، پسر سلطان العلماء.
- علّامه ممتاز العلماء، سیّد محمّد تقی (م ۱۲۸۹ ق.) پسر سیّد العلماء.
- و علّامه مفتی محمّد عبّاس تستری (۱۲۲۴ – ۱۳۰۶ ق.) از شاگردان سلطان العلماء.
اینان که هر یک از بزرگان و اندیشمندان امامی در شبه قارّه بوده و خود صاحب تألیفات پرارج و پرشمارند، در شکلگیری شخصیّت علمی صاحب عبقات بسیار نقش داشتهاند و شواهد متعدّدِ آن را میتوان در یادداشتهای شخصی و آثار علمی علّامه میر حامد حسین رحمه الله مشاهده کرد.
↑ بازگشت به فهرست سرفصلهاعلّامه در کلام بزرگان
سیّد حامد حسين به عنوان احیاگر فرهنگ امامت در دوران معاصر، اندیشمندی متتبّع و عالمی نستوه و مجاهدی خستگیناپذیر بود، که در توصیف جایگاه رفیع علمی ایشان عباراتی بس والا از بزرگان و عالمان نقل شده است. حجم ستایشهای فراوان عالمان بزرگ ایران و عراق از شخصیّت و نگاشتههای علّامه، به ویژه کتاب شریف عبقات الأنوار، گواهی روشن بر این ادّعا است. علاوه بر کتاب سواطع الأنوار في تقریظات عبقات الأنوار، مدحنوشتههای بسیاری در تمجید علّامه و آثار ایشان در مجموعههای مکاتیب و تحریرات به چشم میخورد.
مرحوم سیّد حسن صدر (م ۱۳۵۴ ق.) صاحب تکملة أمل الآمل این گونه والا میستاید:
فالشبل من ذاك الهزبر وإنّما / تلد الأسود الضاريات أسودا
فإنّ والده العلّامة صاحب تقليب المكائد وتشييد المطاعن. وكتاب صاحب العنوان عبقات الأنوار في إمامة الأئمّة الأطهار في عدّة مجلّدات قد شاع في جميع الأقطار، واشتهر كالشمس في رابعة النهار، وله قدّس سرّه كرامات مشهورة ومآثر مأثورة.»[۱]
نیز مرحوم محدّث قمّی (م ۱۳۵۹ ق.) در فوائد رضویّه، صاحب عبقات را این سان مدح میکند:
أمّا التفسیر، فهو بحره المحیط، وکشّاف دقائقه بلفظه الفائق علی الوسیط والبسیط؛
وأمّا الحدیث، فالرحلة في الروایة والدرایة إلیه، والمعوّل في حلّ مشکلاته علیه؛
وأمّا الکلام، فلو رآه الأشعري لقَرّبه وقَرّبه، وعلم أنّه نصیر الدین ببراهینه وحججه المهذّبة المرتّبة؛
وأمّا الاُصول، فالبرهان لا یقوم عنده بحجّة، وصاحب المنهاج لا یهتدي معه إلی محجّة؛
وأمّا النحو، فلو أدرکه الخلیل لاتّخذه خلیلاً، أو یونس لأنس بدرسه وشفی منه غلیلاً….
و بالجمله، وجود آن جناب از آیات الهیّه و حجج شیعۀ اثنا عشریّه بود. هر کس کتاب مستطاب عبقات الأنوار که از قلم درربار آن بزرگوار بیرون آمده مطالعه کند، میداند که در فنّ کلام، سیّما در مبحث امامت، از صدر اسلام تا کنون احدی بدان منوال سخن نرانده و بر آن نمط تصنیف نپرداخته! و الحقّ مشاهد و عیان است که احاطه و اطّلاع و سعۀ نظر و طول باع نیست جز به تأیید و اعانت حضرت اله و توجّه سلطان عصر روحنا له الفداء.»[۲]
مرحوم علّامه سیّد محسن امین رحمة الله علیه (م ۱۳۷۱ ق.) صاحب أعیان الشیعة نیز علّامه میر حامد حسین را این گونه میشناسانَد:
وقد طار صيته في الشرق والغرب، وأذعن لفضله عظماء العلماء، وكان جامعاً لكثير من فنون العلم، متكلّماً محدّثاً رجاليّاً أديباً، قضى عمره في الدرس والتصنيف والتأليف والمطالعة….»
و در ادامه در برشماری کتابهای علّامه میر حامد حسین میگوید:
وهذا الكتاب يدلّ على طول باعه وسعة اطّلاعه… قرأت نبذاً من أحدها، فوجدت مادّة غزيرة وبحراً طامياً، وعلمت منه ما للمؤلّف من طول الباع وسعة الاطّلاع، وحبّذا لو يَنبَرِي أحد لتعريبها وطبعها بالعربيّة.»[۳]
مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی رحمة الله علیه (م ۱۳۸۹ ق.) صاحب الذریعة در ترجمۀ علّامه میر حامد حسین آورده است:
ولد في لكهنو ۱۲۴۶ ونشأ بها على أبيه _المذكور في الكرام البررة_ نشأة طيّبة، وتعلّم المبادي وقرأ مقدّمات العلوم وأخذ الكلام عن والده الإمام السيّد محمّد قلي، والفقه والاُصول عن سيّد العلماء السيّد حسين بن السيّد دلدار علي النقوي، والمعقول عن السيّد مرتضى بن السيّد محمّد، والأدب عن المفتي السيّد محمّد عبّاس وغيرهم، وكان كثير التتبّع، واسع الاطّلاع والإحاطة بالآثار والأخبار والتراث الإسلامي، بلغ في ذلك مبلغاً لم يبلغه أحد من معاصريه ولا المتأخّرين عنه، بل ولا كثير من أعلام القرون السابقة.
أفنى عمره الشريف في البحث عن أسرار الديانة، والذبّ عن بيضة الإسلام وحوزة الدين الحنيف، ولا أعهد في القرون المتأخّرة من جاهد جهاده وبذل في سبيل الحقائق الراهنة طارفه وتِلاده، ولم تر عين الزمان في جميع الأمصار والأعصار مضاهياً له في تتبّعه وكثرة اطّلاعه ودقّته وذكائه وشدّة حفظه وضبطه….
وله تصانيف جليلة نافعة تموج بمياه التحقيق والتدقيق، وتوقّف على ما لهذا الحبر من المادّة الغزيرة، وتعلم الناس بأنّه بحر طامي لا ساحل له، أهمّها وأشهرها عبقات الأنوار في مناقب الأئمّة الأطهار فارسي في الإمامة، وهو أجلّ ما كتب في هذا الباب من صدر الإسلام إلى الآن، يقع في أكثر من عشر مجلّدات كبار، كتبه في الردّ على باب الإمامة من التحفة الإثني عشريّة، أثبت فيه كلّ ما ردّه الدهلوي وأنكره من الروايات والأحاديث من طريق العامّة بإيراد الخبر وذكر رواته من الصحابة والتابعين وتابعي التابعين إلى المحدّثين، كلّ ذلك على ترتيب القرون والطبقات، ويؤيّد ذلك كلّه بذكر الموثّقين لطبقات الرواة حسب القرون أيضاً…
ومهما أشدّنا بذكر هذا الكتاب، فإنّا نعترف بالقصور عن أداء ما يستحقّه من الثناء والإطراء، و (((ذٰلِكَ فَضْلُ الله يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ)))[۴]… .»[۵]
علّامۀ امینی رحمة الله علیه (م ۱۳۹۰ ق.) صاحب موسوعۀ گرانسنگ الغدیر هم از بزرگانی است که دربارۀ جایگاه رفیع علّامه حامد حسین این گونه سخن میرانَد:
وأمّا كتابه العبقات فقد فاح أريجُه بين لابَتَي العالم، وطبّق حديثُه المشرق والمغرب، وقد عرف من وقف عليه أنّه ذلك الكتاب المعجز المبين الّذي لا يأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه، وقد استفدنا كثيراً من علومه المودعة في هذا السفر القيّم، فله ولوالده الطاهر منّا الشكر المتواصل، ومن الله تعالى لهما أجزل الاُجور.»[۶]
امام خمینی رحمة الله علیه (م ۱۴۰۹ ق.) در کشف الأسرار، عبقات را «بزرگترین حجّت مذهب» میخواند:
رهبر معظّم انقلاب حفظه الله وأبقاه هم در یکی از سخنرانیهای خود دربارۀ عبقات چنین میگویند:
من دیدم که اخیراً کشورهای عربی، این کتاب تحفۀ اثنا عشریّه را که خودِ کتاب، کتاب تفرقهافکنی و برانگیزانندۀ اختلافات است و در حقیقت بر ضدّ و ذمّ شیعه و در مدح اهل بیت است، خلاصه کردهاند و با زبان عصر و با بهترین چاپ و با فهرست و با تصحیح منتشر نمودهاند. این کتاب شاید مثلاً در صد و پنجاه سال قبل، یعنی در زمان شاه ولی اللّه دهلوی، نوشته شده است که مرحوم میر حامد حسین همین کتاب عبقات را در جوابش نوشت. ما شیعیان هنوز چاپ شدۀ کتاب عبقات با این عظمت را نداریم!»[۸]
نگاشتهها
اگرچه علّامه میرحامد حسین را بیشتر با موسوعۀ سترگش، عبقات الأنوار، میشناسند، ولی افزون بر این کتاب، نگاشتههای ارزشمند دیگری نیز از آن عالم یگانه به جای مانده است:
النجم الثاقب في مسألة الحاجب
این رسالۀ فقهی استدلالی، در بررسی مسألۀ حاجب در وضوء و غسل سامان یافته است. البته مرحوم آقا بزرگ آن را از فروعاتِ «علم الفرائض وكيفيّة الإرث» قلمداد کرده اند[۹]. علّامه سعید الملّه، نوۀ صاحب عبقات، دربارۀ این کتاب میگوید: «له ثلاثة قوالب: كبير ووسيط وصغير»[۱۰] لکن با عنایت به نسخههای به دست آمده از این کتاب و اختلافات جزئیِ موجود در میان آنها، به گونهای که میتوان یک متن واحد را در تمامشان مشاهده کرد، باید کلام سعید الملّه را، بر وجود فیشهای گوناگون در فرایند تولید النجم الثاقب حمل کرد.
علّامه دربارۀ انگیزۀ خود از نگارش این کتاب، به انگارهسازیِ اوّلیه از قرائت موسوعۀ فقهیِ جواهر الکلام اشاره کرده و مینویسد:
در صفحات ابتدائی این نسخه به خط جناب سید سبط الحسن آمده است:
آن فقیه دانشور، این رسالۀ پرمحتوا را با روشی نو و جستاری عمیق تدوین نموده است، به گونهای که در حوزۀ موضوعیِ مورد بحث، کاری کمنظیر به شمار میآید. ایشان در این کتاب از جواهر الکلام مرحوم نجفی، کتاب الطهارة شیخ انصاری، آثار فقهی مرحوم نراقی و برخی دیگر از آثار گرانسنگ فقهی، اصولیِ بزرگان شیعه یاد کرده و به تحلیل دیدگاهها در تبیین احکام حاجب بر اعضاء وضوء و غسل پرداخته است. وی اقسام حاجب را به دو گونۀ مشکوک الوجود و معلوم الوجودیِ که مانعیتش مشکوک است تقسیم کرده و پس از بررسی دیدگاه برخی بزرگان در نوع اول، به تحلیل آنها پرداخته و نظر مختار را اعلام میکند. او در ادامه به بحث از گونۀ دوم پرداخته و عمدۀ متن کتاب را به بحث از آن اختصاص میدهد.
استقصاء الإفحام واستیفاء الانتقام في ردّ منتهی الکلام
این اثر سترگ و پرحجم، کتابی است در ردّ منتهی الکلام حیدر علی فیضآبادی حنفی (م ۱۲۹۹ ق.).
زمانی که «رسالۀ حدیث حوضِ» جناب سبحان علیخان (۱۱۸۰- ۱۲۶۴ ق.) که در سال ۱۲۵۲ ق. تصنیف شده بود[۱۲] انتشار یافت، جمع مهمی از اهل سنت را به مذهب حقّۀ شیعه متمایل کرد. حیدرعلی فیضآبادی حنفی (۱۲۹۹ ق.) با عنایت به همین امر و برای مقابله با پیامدهای مؤثر آن رسالۀ شریف در هدایت جامعۀ اسلامی، کتاب چالش برانگیز «منتهی الکلام ملقّب به تنبیهات أهل الخوض لاعتراضهم علی حدیث الحوض» را در نقد و ردّ سبحان علیخان نوشت. فیض آبادی کتابش را در دو مسلک و یک خاتمه سامان داده و از همان آغاز، تبلیغات وسیعی به راه انداخت. او مدّعی بود که هیچ عالم شیعی را توان رویارویی با منتهایِ من نیست. البته نوک تیز پیکان حملات او، بیشتر اندیشمندانِ دار الملک تشیّع و دار الإیمان[۱۳] مدرسۀ لکهنو را هدف قرار میداد. اما پس از گذشت بیست سال از این هرزهدرائیها و یاوهگوییها، شیر بیشۀ امامت و پرورشیافتۀ مکتب کلامی غفرانمآب، حامد حسینِ جوان، با یاریِ همراه همیشگی و برادر دانشمندش علّامه سیّد اعجاز حسین (۱۲۴۰ – ۱۲۸۶ ق.)، استقصاء الإفحام را در ردّ آن نگاشت. این ضربه به قدری کاری و تأثیرگذار بود که از منتهی الکلام و نویسندهاش، به جز یک اسم، چیز دیگری باقی نماند.
حجم انبوه دستنوشتههای استقصاء، نشان از ارادۀ جدّی علّامه بر تألیف موسوعهای در دفاع از آموزههای گوناگون امامیه دارد. اما با آنکه صاحب استقصاء در پایان جلد دوم مینویسد: «وسیتلوه المجلّد الثالث إن شاء الله تعالی»، و علی رغم گزارش صاحب الذریعة از وجود جلد سوم، آنجا که میگوید: «وقد طبع بعض أجزائه في مطبعة مجمع البحرين في ثلاثة مجلّدات سنة ۱۳۱۵»، لکن پس از جستجوهای فراوان در کتابخانۀ ناصریه و جاهای دیگری که امید به یافتن آن بوده است، اثری به دست نیامد و آنچه تا کنون به دست آمده، دو جلد سنگی، البتّه پرحجم، با حاشیههای فراوان است. جلد اول در سال ۱۲۷۶ ق. در زمان زندگانی علّامه، در مطبع مجمع البحرین لودیانه و جلد دوم در سال ۱۳۱۵ ق. در مطبع اعجاز محمدی لکهنو به چاپ رسید.
در این اثرِ پر ارج، مسائل مختلفی مورد بررسی قرار گرفته که از آن جمله است: مسألۀ تحريف قرآن کریم، مسألۀ اثبات وجود حضرت ولی عصر أرواحنا فداه، بررسی احوال علماء اهل سنت و جرح و تعدیل رجال ایشان، و تحلیل تطبیقیِ برخی از اصول و فروع دین، با تأکید بر دیدگاهها و منابع فریقین.
گفتنی است که نام علّامه پیش از عبقات، به استقصاء پرآوازه گردیده بود و شواهد آن در تقریظات، مکاتبات و سفرنامۀ حجّ ایشان به چشم میآید.
شوارق النصوص في تكذيب فضائل اللصوص
کتابی است در ردّ فضائل مزعوم خلفا و برخی صحابه.
صاحب عبقات هدف از نگارش این کتاب را سیل افترائات و بهتانها از سوی مخالفینِ مکتب اهل بیت علیهم السلام بر مذهب حقۀ شیعه بیان میکند. وی فراگیر شدن جعل خبر در بین محدّثان آنها، کتابسازیهای فراوان، غرق شدن راویانشان در دروغ و حرفهای باطل و وجود عالمانی که در تباهی و فساد فرو رفتهاند را چالشی جدّی معرفی کرده و پیامد آن را نسبت دادن تمام فضائلِ بیرقیب امیرالمومنین علیه السلام و فرزندان گرامشان علیهم السلام به مدّعیان خلافت و برخی دیگر از صحابه برمیشمرد.
داستان تألیف این اثر هم نمونۀ دیگری از تلاشهای با برکت آن متکلم خستگیناپذیر است. در خودنوشتهای به خط ایشان، گزارشی از تکمیل این کتاب در کنتور به چشم میخورد؛ چرا که به دلیل درگیریهای داخلی، مجبور به مهاجرت از لکهنو به قریۀ نیاکان خود کنتور گردید و به سبب شرائط پیشآمده نظیر کشتار بیدلیل و غارت اموال، چنانچه مینویسد: «حیث شنّوا في لکهنو الغارات العظیمة، وأخذوا من شاؤوا بالقتل والنّهب من غیر جریمة، فصار الزمان زمان هَرجٍ ومَرجٍ»، نتوانست منابع مورد نیاز برای تکمیل استقصاء، عبقات و تشیید المطاعن را همراه ببرد، پس به شوارق پرداخت؛ چه اینکه مصادر کمتری میخواست[۱۴].
ایشان شوارق را کتابی بینظیر معرفی میکند که به جز نخبگان و اهل فضیلت، کس دیگری جلالت و عمقش را درک نمیکند[۱۵]. وی چیدمان این اثر را بر شش باب و یک خاتمه منظم کرده و فیشهای انبوهی تهیه و تنظیم نمود. ابواب کتاب عبارتاند از:
- باب ۱: فضائل ساختگی ابوبکر.
- باب ۲: فضائل ساختگی عمر.
- باب ۳: فضائل ساختگی عثمان.
- باب ۴: فضائل ساختگی شيخين.
- باب ۵: فضائل ساختگی سه خلیفه.
- باب ۶: فضائل ساختگی معاويه وعایشه و بقيۀ اصحاب.
- خاتمه: روایات ساختگی در بدگوئی و مذمّت شیعیان و مطالبی دیگر.
البته تا کنون تنها باب اول، دوم و چهارم از آن به سامان رسیده و از مجموعۀ نسخههایی که در اختیار است، کار تمامشدۀ دیگری از سایر ابواب به نظر نرسید.
العضب البتّار في مبحث آية الغار
رسالهای است در ردّ کتاب درّة التحقیق في نصرة الصدّیق نوشتۀ محمّد فاخر اِلهآبادی.
یکی از رسالههای پر قیمتِ میر حامد حسین، نقدی بر نقدِ کتاب کشف العوار في تفسیر آیة الغار، اثر شهید ثالث، علّامه قاضی نور الله شوشتری (۱۰۳۱ ق.) است که آن را ناظر به ادّعای فضیلتانگاری آیۀ غار برای ابوبکر، از سوی نظام الدین حسن نیشابورى (۷۲۸ ق.) صاحب تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان و در ردّ آن نوشت. وی العضب البتّار را در ردّ کتاب درّة التحقیق في نصرة الصدّیق، محمد فاخر اِله آبادی که کشف العوار را به چالش کشیده بود نگاشت. علّامه در همان ابتدای کتاب، به این مطلب تصریح میکند:
وی این کتاب را که در سال ۱۲۷۴ ق. نوشته است، به استاد با فضیلتش سلطان العلماء، علّامه سید محمد بن غفرانمآب، هدیه میکند[۱۷]. ایشان در این رساله پس از نقل دقیق کلام نیشابوری، بخشهایی از کشف العوار را نقل کرده و تحلیلهایی میآورد. در بخشهای دیگر کلمات محمد فاخر را به تفصیل ارائه کرده و بند به بند آنها را با نگاهی اجتهادی و عمیق به چالش میکشد.
إفحام أهل المَين في ردّ إزالة الغين
کتابی است در ردّ إزالة الغين عن بصارة العين بإثبات شهادة الحسين عليه السلام، نوشتۀ حيدر علی فیضآبادی حنفی (م ۱۲۹۹ ق.) در سه جلد، به زبان فارسی. سوگمندانه، علی رغم گزارش علّامه سعید الملّه، نوۀ صاحب عبقات، از وجود این کتاب در کتابخانۀ ناصریه،[۱۸] تا کنون نسخهای از آن دستیاب نشده است.
إسفار الأنوار عن حقایق أفضل الأسفار (الرحلة المكّيّة والسوانح السفريّة)
این رساله شرح ماجرای سفر علّامه به مکّۀ معظّمه و عتبات عالیات است. میرحامد حسین این سفر را در ۲۲ جمادی الاولی سال ۱۲۸۲ ق. به همراه برادر فاضلشان علّامه اعجاز حسین از لکهنو آغاز کرد. آنها در ۲۷ شعبان المعظّم همان سال، از بندر بمبئی به سوی جدّه به راه افتادند. ۱۵ ماه مبارک رمضان به جده و ۲۲ همان ماه به مکّۀ مکرّمه رسیده و به عمرۀ مفرده مشغول شدند. روزهای پایانی رمضان المبارک بود که صاحب عبقات به تنهایی و درحالی که برادرش به جهت بیماری و ناتوانی جسمی او را همراهی نمیکرد، به مدینه منوّره مشرّف شد و ۲۰ ذی القعده از آنجا خارج شده و در مسجد شجره، برای عمرۀ تمتّع احرام بست.
ایشان در تمام ایام حضور در مکه و مدینه از حضور در کتابخانهها و استنساخ کتب غافل نبود و دستمایههای مهمی به ارمغان آورد. پس از پایان حج، از جده به سمت بصره به راه افتاده و در ۱۶ ربیع الأول ۱۲۸۳ ق. به آنجا رسیدند. سپس به زیارت کاظمین علیهماالسلام، پس از آن عسکریین علیهماالسلام، بعد از آن به نجف اشرف و زیارت مولای کائنات امیرالمؤمنین علیه آلاف التحیة والثناء، و در ۱۹ رجبالمرجّب همان سال به کربلای معلّی مشرّف شده و این پایان سفر پر از خیر و برکت آن بزرگواران بود[۱۹].
این سفرنامه، گزارشی لحظه به لحظه از اتّفاقات، دشواریها، دیدارهای اندیشمندان نامدار و تلاشهای وصفناشدنی در دستیابی به مصادری است که برای تکمیل پروژههای علمی مانند عبقات الأنوار ضروری مینمود.
نسخههای گوناگونی از این سفرنامه به دست آمده که مهمترین آنها، خودنوشتۀ صاحب عبقات به خطّ خودشان و با حاشیههای متعدّد ایشان است که هم اکنون در کتابخانۀ ناصریه نگهداری میشود.
الدرر السَّنيّة في المكاتيب والمنشآت العربیّة والفارسیّة والاُردویّة
این مجموعه شامل مکاتبات خاندان عبقات با اندیشمندان بلاد مختلف به ویژه ایران و عراق است. از این مکاتبات، دستنوشتهها و پاکنویسهای گوناگونی، در دفترچههایی پرحجم به دست آمد. صاحب عبقات در مقدمۀ کوتاه برخی از پاکنویسها، با اندک تفاوتی مینویسد:
در یکی از صفحات ابتدایی همین نسخه، به خط و مهر علّامه ذاکر حسین، پسر دوم علّامه میرحامد حسین، در جمادی الثانیة ۱۳۰۱ ق. چنین نوشته شدهاست: «هذا کتاب لو یُباع بمثله دُرّاً ، لَکان البایع مغبوناً.»
اللآلي البهیّة في المكاتيب والمنشآت العربیّة والفارسیّة والاُردویّة
این مجموعه نیز شامل مکاتبات داخلی خاندان عبقات با یکدیگر و همچنین نامهنگاریها با برخی افراد با نفوذ و همچنین عالمان و دانشمندان دیار مختلف است. گاهی تمام یک مجموعه از مکاتبات، مربوط به نامهنگاریهای بین دو برادر بوده، و به صورت منظم گردآوری و حتی پاکنویس و به عنوان اَسناد مهم، نگهداری شدهاند[۲۱]. به عنوان مکاتباتی با مرحوم سراج حسین، پسر ارشد علّامه مفتی محمد قلی که در روی جلد نسخه به آن اشاره شده است:
یا مجموعه مکاتبات مختلف دیگری که نامهنگاریهای منظم صاحب عبقات با برادر بزرگوارشان اعجاز حسین در آنها به چشم میخورد، و به نظر حجم مهمی از این مکاتبات، نامهنگاریهای این دو برادر است که به جهت نگرانی حامد حسین از شرایط جسمی سید اعجاز و بیماری او و همچنین کسب اطلاع از وضعیت مصادر و کتب مورد نیاز بودهاست، مانند تیتری که بر روی جلد و داخل یکی از آن مجموعه مکاتبات به چشم میخورد:
مختصری دربارۀ تحفۀ اثنا عشریّه و ردّیههای نگاشته شده بر آن
پیش از پرداختن به عبقات الأنوار و برای پی بردن به جایگاه والا و تأثیرگذار آن در جامعۀ علمی، لازم است به تحفۀ اثنا عشریه و پیامدهای تفرقهافکنانهاش و همچنین اقدامات مهم و ماندگار اندیشمندان شبه قاره، به ویژه مدرسۀ کلامی- فقهی لکهنو – پرورشیافتههای مکتب مجدّد الشریعة حضرت آیت الله العظمی علّامه سیّد دلدار علی غفرانمآب- در مقابله با موج اسلامستیز تحفه بپردازیم.
شاه عبدالعزیز دهلوی (۱۱۵۹ – ۱۲۳۹ ق.)، معروف به سراج الهند و حجّة الله، فرزند شاه ولی الله (۱۱۱۴ – ۱۱۷۶ ق.) متولّی مدرسۀ رحیمیۀ دهلی است. عبدالعزیز که در ۲۵ سالگی نابینا گردیده بود، پس از مرگ پدر سرپرستی مدرسۀ اجدادی خود را بر عهده گرفت. او نویسندۀ آثاری مانند فتح العزیز در تفسیر قرآن، العجالة النافعة، سرّ الشهادتین و بستان المحدّثین است. از میان تمام آن نگاشتهها، تحفۀ اثنا عشریّه ملقّب به نصیحة المؤمنین وفضیحة الشیاطین را میتوان به عنوان مهمترین اثر او برشمرد.
دهلوی دلیل نامگذاری کتابش به اثنا عشریّه را در مقدمۀ آن چنین مینویسد:
همچنین در مقدمۀ کتاب، هدف از تألیف آن را چنین بیان میکند:
او در بخش دیگری از مقدمۀ کتاب، مخاطب خود را نیز مشخص کرده و میگوید:
در صورتی که این مطلب با اصرار بر انتشار عمومی آن در زمان مؤلف سازگار نیست؛ همانطور که در زمانۀ ما، هنوز این کتاب به صورت عمومی، به زبانهای فارسی، اردو و عربی، در قالبها و شکلهای مختلف در اختیار همگان قرار میگیرد.
البته دانستنی است که این کتابِ فارسی- زبان رائج آن زمان مردم هندوستان- و با نثری روان، به جز سرقتی از کتاب الصّواقع الموبقة لإخوان الشیطان والضّلال والزندقة، نگاشتۀ نویسندهای ناشناس، اما به شدّت متعصّب در دشمنی با شیعیان به نام نصرالله کابلی، و تبویب و ترجمۀ آن به فارسی، چیز دیگری نیست. چنانچه صاحب عبقات در جای جای کتاب گرانسنگش بر این امر تصریح کرده و مینویسد:
تحفه در دوازده باب، در ردّ باورهای شیعه سامان یافت[۲۸]:
- باب اول: در کیفیت پیدایش مذهب تشیع و انشعاب آن به فرق مختلفه.
- باب دوم: در بیان مکائد (حیلههای) شیعه و طرق اضلال و حیله های تلبیس و اغواء و مردم را به مذهب خود مایل کردن.
- باب سوم: در بیان احوالات اَسلاف شیعه.
- باب چهارم: در بیان اقسام اخبار شیعه و احوال رجال اسانید ایشان.
- باب پنجم: در الهیّات.
- باب ششم: در بحث نبوت و ایمان به انبیاء علیهم الصلوات.
- باب هفتم: در امامت.
- باب هشتم: در معاد و بیان مخالفت شیعه با ثقلین.
- باب نهم: در احکام فقهیّه ای که شیعه در آن خلاف ثقلین کردهاند.
- باب دهم: در مطاعن خلفای ثلاثه و دیگر صحابه و عایشه.
- باب یازدهم: در خواصّ مذاهب شيعه؛ مشتمل بر سه فصل: ۱. اوهام ۲. تعصّبات ۳. هفوات.
- باب دوازدهم: در تولّی و تبرّی.
صاحب تحفه، در هیچ موضعی از دوازده باب کتاب، علی رغم ادعای التزام به فنون و آداب مناظره[۲۹]، به این قواعد ملتزم نبوده و علاوه بر انتساب باورهای ناصحیح به امامیه و بُرِشهای سلیقهای و اقتضائی از متون روایی، تفسیری، کلامی و تاریخیِ شیعه، غالباً به دنبال سیاهنمایی و مغالطه میباشد. به عنوان مثال، وی در باب هفتم، پیش از بررسی و نقد ادلۀ امامتیای که اندیشمندان امامیه مطرح کردهاند، ادعا میکند که شیعه در ارائۀ دلیل نقلی بر امامت امیرمومنان علیه السلام بسیار فقیر و دست خالی است. او در باب هفتم کتابش، پیش از تبیین و نقد ادلۀ قرآنی و رواییای که انتساب به شیعه داده و همان را هم بیاثر میشمرد، چنین نوشته:
بلکه پا را فراتر گذارده و در جای دیگری از باب هفتم، شیعه را در این بحث ریزهخوار اهل سنت معرفی کرده و مینویسد:
به ادعای عبدالعزیز، تمام دلائل قرآنیِ امامیه، بر امامت حضرت امیر علیه السلام جز این هفت آیه نیست: «ولایت»، «تطهیر»، «مودّت»، «مباهله»، ﴿إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ﴾، ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ و ﴿وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ﴾. او همچنین تمام دلائل روائی شیعه را محدود به دوازده حدیث میداند: «غدیر»، «منزلت»، «ولایت»، «طیر»، «مدینة العلم»، «تشبیه»، «مناصبه»، «نور»، «خیبر یا رایت»، «علی علیه السلام مع الحقّ»، «خاصف النعل یا مقاتله»، «ثقلین». در حالی که چنانچه در تراث اسلامی به فراوانی در دسترس است، ادلۀ قرآنی و روائی بر امامت امیرالمومنین علیه السلام فراوان و پر تعداد است.
انتشار این کتاب که زحمت بسیاری برای شیعیان، بلکه جامعۀ اسلامی ایجاد کردهبود، از سویی مخالفینِ مکتب اهل بیت علیهم السلام را بر اندیشههای باطل خود استوارتر نمود، و از سوی دیگر تزلزل برخی از سادهاندیشان شیعه از باورهای اصیل امامیه را در پی داشت. این عاملِ جدّیِ تفرقه میان مسلمین -که مانند حربهای در دست استعمارگران قرار گرفته و به عنوان مرامنامهای، گروههای تکفیری را از جهت معنوی تغذیه نموده و به یکدیگر نزدیک میکرد- اندیشمندان شبه قارّه را بر آن داشت تا در سطحی گسترده، در قالب تألیف ردّیههایی متعدّد، به نقد ابواب دوازدهگانۀ آن بپردازند. گاهی تعداد ردود نگاشته شده بر تحفه، بیش از ۵۰ عنوان ادعا شده است. در آن میان، مدرسۀ علمی لکهنو، با هدایتها و راهبریهای علّامه غفرانمآب، توانست سهم چشمگیری در این رویداد داشته باشد. بیتردید بیشترین کتابها و رسالههای انتقادی بر این کتاب، دستآورد تلاشهای خستگیناپذیر مؤسس مدرسۀ لکهنو، فرزندان و شاگردان نامدار وی و درسآموختگان مکتب پویای او بوده است. در این مقام مروری گذرا بر برخی از مهمترین نگاشتههای عالمان ارجمند شبه قارّه در نقد آن کتابِ پرآسیب مناسب مینماید:
- سیف اللّه المسلول علی مُخَرّبي دین الرسول ملقّب به الصارم البَتّار لِقَدِّ الفُجّار وقَطّ الأشرار، جمال الدین ابواحمد میرزا محمّد بن عبد النبیّ نیشابوری اکبرآبادی (۱۲۳۲ ق.).
- النُّزهةُ الإثني عشریّة في الردّ علی التحفة الإثني عشریّة، میرزا محمّد بن عنایت احمد خان کشمیری دهلوی مشهور به شهید رابع (۱۲۳۵ ق.).
- تجهیز الجیش لکَسْر صنَمَیْ قریش، مولوی حسن بن امان اللّه دهلوی عظیم آبادی (۱۲۶۰ ق.). (گاهی این سه اثر را به عنوان ردّی کامل بر تمام ابواب تحفه برشمردهاند).
- خاندان نامی اجتهاد (علّامه غفرانمآب و فرزندان برومندشان) نیز بر بخشهای مهمی از آن کتاب، ردّیه نوشتند: الصوارم الإلهیّات في قطع شُبهات عابدي العزّی واللّات وخاتمته در ردّ باب پنجم؛ حسام الإسلام وسهام الملام در ردّ باب ششم؛ رسالۀ غیبت در ردّ بخشی از باب هفتم؛ إحیاء السنة وإماتة البدعة بطعن الأسنّة در ردّ باب هشتم؛ و ذوالفقار در ردّ باب دوازدهم، مجموعۀ نقدنگاشتههای مجدّد الشریعۀ نقوی بر پنج باب از تحفۀ اثنا عشریّه است. همچنین علّامه سید محمد ملقّب به سلطان العلماء (پسر ارشد غفرانمآب) بوارق الموبقة را در ردّ باب هفتم نوشت که نقش مهمی در تدوین منهج اول عبقات الأنوار دارد؛ و طَعْن الرِّماح، در ردّ بخشی از باب دهم نیز به قلم هموست.
- هدایة العزیز، مولوی خیر الدین محمّد هندی اِله آبادی در ردّ باب چهارم؛
- برهان الصادقین، جعفر ابوعلی خان موسوی بنارسی، شاگرد صاحب نزهۀ اثنا عشریّه، و تلخیص آن به نام مهجّة البرهان در ردّ باب هفتم؛
- جواهر العَبْقَریّة، سیّد مُفتی محمّد عبّاس موسوی شوشتری جزایری، شاگرد رشید خاندان اجتهاد، نیز در ردّ باب هفتم؛
- تکسیر الصنَمَیْن، جعفر ابوعلی خان هندی در ردّ باب دهم؛
- خاندان پر ارج عبقات (از علّامه مفتی محمد قلی، تا حفید میر حامد حسین علّامه سعید الملّة): والد مکرّم صاحب عبقات مجموعۀ ردودی بر پنج باب از ابواب تحفۀ اثنا عشریّه به زبان فارسی نگاشته و آن را الأجناد الإثنا عشریّة المحمّدیّة نامیدهاند؛ شامل: سیف ناصری ملقّب به برهان امامی در ردّ باب اوّل، تقلیب المکائد در ردّ باب دوّم، برهان السعادة در ردّ باب هفتم، تشیید المطاعن لکشف الضغائن در ردّ باب دهم، و مَصارع الأفْهام لِقَلْعِ الأوْهام در ردّ باب یازدهم.
اما عبقات الأنوار في إمامة الأئمّة الأطهار، به عنوان عصارۀ تلاشهای مدرسۀ کلامی لکهنو، پس از بازخوانی ردّیههای نگاشته شده بر تحفه و بهرهمندی از آنها، و پس از تعیین میزان کارآمدی و ناکارآمدیشان، در مسیر نگارش قرار گرفت. عبقات را میتوان مفصّلترین، جامعترین، روشمندترین، مؤثّرترین و ماندگارترین نقدِ کتاب دهلوی برشمرد. این اثر بیمانند، خاندان موسوی نیشابوری را به آل عبقات معروف و در تاریخِ دانش جاودانه کرد.
↑ بازگشت به فهرست سرفصلهاعبقات الأنوار و شیوۀ پژوهشی علّامه
این مرزبان حریم امامت پس از آنکه ردود نوشته شده بر باب هفتم کتاب پر از افتراء و تهمت تحفۀ اثنا عشریّه را کافی ندانست، با عزمی راسخ و تلاشی ستودنی، برای شکستن بتی که از تحفه ساخته شده بود میان همّت محکم بست. ایشان در این راه، سختیها و مشقّتهای فراوانی را به جان خرید و حدود ۴۰ سال از عمر شریف خویش را در راه تکمیل این موسوعۀ عظیم امامتی سپری کرد.
مرحوم علّامه، کتاب عبقات الأنوار را در نقد بخشی از باب هفتم کتاب تحفۀ اثنا عشریّۀ عبدالعزیز دهلوی _که جز سرقتی از کتاب الصواقع الموبقة لإخوان الشیاطین والضلال والزندقة، تصنیف عالم ناشناخته و متعصّب سلفی، خواجه نصرالله کابلی، و تبویب و ترجمۀ آن به فارسی چیز دیگری نبوده_ و ناظر به مباحث مطرح شده در آن کتاب نگاشت. در عظمت این کتاب گرانمایه همین بس که تا کنون هیچ ردّیهای بر آن نوشته نشده است!
عبد العزیز دهلوی در باب هفتم از تحفۀ خویش ادّعا میکند که شیعه در استدلال بر امامت اهل بیت علیهم السلام، تنها هفت آیه[۳۲] و دوازده حدیث[۳۳] دارد که هیچ کدام مدّعای شیعه را اثبات نمیکنند!
عبقات در دو منهج نگاشته شده است:
- منهج اوّل (آیات): خود دو بخش دارد؛ نیمۀ اوّل پاسخ به عقاید ششگانۀ اهل سنّت در امامت و نقد ادلّۀ اثبات خلافت خلفاء است. نیمۀ دوّم نیز پاسخ به تشکیکات دهلوی در تمامیّت دلالتِ آیاتِ دالّه بر امامت امیر المؤمنین علیه السلام است[۳۴].
- منهج دوّم (احادیث): علّامه بررسی تفصیلی و پردامنۀ هر حدیث را در دو بخش سند و دلالت سامان میدهند. در بخش نخست، ابتدا به بررسی سندی هر روایت میپردازد و اعتبار آن را بر مبنای رجال عامّه اثبات میکند، و در بخش دوّم، وجوه متعدّد دلالت حدیث بر امامت بلافصل امیرالمؤمنین علیه السلام را برمیشمارد.
علّامه میر حامد حسین در سراسر این اثر ماندگار، ضمن پایبندی به تمام آداب و قواعد مناظره، هرگز از دایرۀ عدل و انصاف خارج نشده است. وی در این موسوعۀ عظیم، شگفتی آفریده و بدون هیچ محدودیّتی، تتبّعی بسیار وسیع و فوق العاده انجام داده و بسیار فراتر از موضوع و البتّه کاملاً منسجم و به هم پیوسته، اطراف مختلف بحث و حتّی برخی از احتمالاتی که ممکن بوده مورد تشکیک قرار بگیرد را مطرح کرده است و پس از ارائۀ گزارشهایی کاملاً مستند و توثیق منبع و صاحب اثر، تحلیلی بینظیر عرضه میکند.
گسترۀ تحقیق و پژوهش ایشان در نگارش کتاب عبقات تا آنجا است که در مقابل چند سطر از انتقادات دهلوی، حجم فراوانی از پاسخها را در قالبهای متنوّع تبیین نموده و صفحات متعدّدی را به هر بخش اختصاص میدهد.
در برخی یادداشتهای علّامه، تعداد مجلّدات عبقات، مانند بحار الأنوار علّامه مجلسی علیه الرحمة والرضوان بیست و پنج جلد و گاهی بیشتر پیشبینی شده است، امّا عمر گرانمایۀ این احیاگر فرهنگ امامت برای تکمیل آن موسوعۀ عظیم کافی نبود. البتّه با توجّه به شیوۀ پژوهشی پیشرفته و جامع میر حامد حسین، چارچوب اصلی تمام بخشهای عبقات الأنوار توسّط ایشان به صورتی منظّم طراحی شده و حجم فراوانی از یادداشتهای لازم نیز جمع آوری و مرتّب گردیده بود. هم اکنون تصاویر بسیاری از آن دستنوشتهها در بانک نسخ دبیرخانۀ کنگرۀ بین المللی نکوداشت علّامه میر حامد حسین در بنیاد بین المللی امامت موجود است[۳۵].
از هشت حدیث عبقات، پنج حدیث در زمان حیات علّامه، و سه حدیث پس از فوت ایشان، توسط فرزند برومندشان علّامه ناصر الملّه، چاپ و منتشر شد:
- مجلّد اول، حدیث غدیر: از حصّۀ اوّل دو نسخۀ چاپی موجود است: طبع مجمع البحرین لودیانه در ۱۲۹۳ ق. و طبع نظامی پریس لکهنو در ۱۳۱۹ ق. جزء دوّم نیز طبع مطلع نور لکهنو در ۱۲۹۴ ق. است.
- مجلّد دوم، حدیث منزلت: طبع مطلع نور لکهنو در ۱۲۹۵ ق.
- مجلّد سوم، حدیث ولایت: طبع جعفری لکهنو، محلّۀ نخّاس در ۱۳۰۳ ق.
- مجلّد ششم، حدیث تشبیه: طبع جعفری لکهنو، محلّۀ نخّاس در ۱۳۰۱ ق.
- مجلّد هشتم، حدیث نور: طبع مشرق الأنوار لکهنو در ۱۳۰۱ ق.
امّا سه حدیثی که پس از فوت علّامه و توسّط علّامه ناصر الملّه به چاپ رسید:
- مجلّد چهارم، حدیث طیر: طبع البستان المرتضوي در ۱۳۰۶ ق. مصادف با سال وفات صاحب عبقات.
- مجلّد پنجم، حدیث مدینه: جلد اول: طبع مطلع الأنوار لکهنو در ۱۳۱۷ ق. و جلد دوم: طبع نور المطابع لکهنو در ۱۳۲۷ ق.
- مجلّد دوازدهم، حدیث ثقلین: جزء اوّل طبع مطلع الأنوار لکهنو در ۱۳۱۴ ق. و جزء دوم: طبع نظامی پریس لکهنو در ۱۳۴۴ ق.
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد عبقات الأنوار، حفظ امانت در نقل اصل اشکالات مخالفین است. علّامه علیرغم روش صاحب تحفه در نقلهای گزینشی وحتّی تحریف شده از بزرگان شیعه، در ابتدای هر بحث عین متن شبهه را آورده و حتّی گاهی چنان به تقریر آن می پردازد که از سوی مستشکل جای تقدیر دارد!
ایشان در بسیاری از موارد پس از بیان اشکال، به پیشینۀ آن پرداخته و در موارد متعدّدی ثابت میکنند که این اشکال جدید نیست و بزرگان اهل سنّت در گذشته نیز به آن پرداختهاند. این روش پسندیده در استدلال، عبقات را نه فقط به عنوان نقدی بر باب هفتم تحفه، بلکه ردّی بر تمام مستشکلین به مباحث امامت در آن حوزه مبدّل کرده است؛ از این رو عبقات از یک سو مرزهای دهلی و شبه قارّه را درنوردیده و از سوی دیگر از حباب زمان خارج شده و سدههای پیش و پس از قرن دوازدهم را هم هدف قرار داده است. ابن تیمیّه، ابن کثیر، ابن حجر، فخر رازی و امثال ایشان همه در تیررس نقدهای حساب شده و مستند علّامه قرار گرفتهاند، به گونهای که میتوان برخی از این نقدها را به عنوان یک پژوهش مستقلّ استخراج و منتشر کرد.
علّامه در بررسی هر روایت، ابتدا به بحث سندی پرداخته و تواتر، شهرت و صحّت روایات را اثبات میکند. در گام دوم و پس از ارائۀ نمایی کامل از وثاقت راویان و صحّت روایت، تحلیل دلالی را آغاز میکند. روش استدلالی ایشان در بحث دلالت، از امتیازات کتاب عبقات بر تمام آثار کلامی شیعه محسوب میشود.
علّامه با به کارگیری تمام مهارتهای تفسیری، حدیثی، ادبی، کلامی، اصولی، فقهی، تاریخی، رجالی و حتّی به مناسبت، نکات عرفانی عمیق و دقیق، بخش دلالت روایات را تجلّیگاه توانمندیهای بینظیر علمی خود قرار داده است. در هر بحثی که وارد می شود، احتمالات مختلف را آورده و با براهینی منطقی و استوار، به اثبات دیدگاه خود یا ردّ شبهه پرداخته و یکبار برای همیشه هیمنۀ پوشالی آن شبهه را در هم میشکند.
↑ بازگشت به فهرست سرفصلهاسوگ عالمگیر
شصت سال تلاش بیدریغ در احیاء امر امامت و دفاع از حریم ولایت امیر المومنین علیه السلام، آبرویی جاودانه به آن دانشور نستوه عنایت کرد. بوی خوش شکوفههای کتاب او، رایحۀ عدیم المثالِ هویّتِ اسلام ناب را به مشام حقّجویان و حقیقتطلبان رساند و عرصۀ تازهای در امامت پژوهی فراروی شرف الدینها، امینیها و مظفّرها گشود. با آن همه جان فشانی، گفتهاند که در واپسین روزهای حیاتش اشک میریخت. از علّت گریه پرسیدند، فرمود: نگران شرمندگی دیدار امیر عالم علیه السلام پس از مرگ هستم، چرا که هیچ کار برایشان نکردهام! سپس وصیّت کرد تا برگههایی از حدیث غدیر که به دست خود نوشته را در کفن، بر روی چشمانش بگذارند تا در وقت ملاقات با سیّد اوصیاء علیه السلام به عنوان بال ملخی، تقدیم محضرشان کنند!
آن سیّد جلیل پس از تحمّل بیماریها، ناگواریها و نامهربانیهای فراوان روزگار، در ۱۸ صفر سال ۱۳۰۶ ق. چشم از جهان فروبست و عالم تشیّع را به سوگ خود نشاند. بدن نحیف و رنجورش برای غسل و تکفین آماده شد. غسّال از شستن بدن مطهّر دست کشید و از پینههای روی سینه پرسید. ناصر الملّه در پاسخ او حکایت شیدایی پدر را بازگفت. دستان او در اواخر عمر بر اثر امراض مختلف ناتوان شده و دیگر به کار نمیآمد. میفرمود: کتابهای مخالفین را بر سینهام بگذارید تا پاسخش را بگویم و بنویسید. این علامتها نشانۀ همان جانبازی است.
پس از وفات آن بزرگوار مجالس ترحیم متعدّدی برای بزرگداشت مقام آن خادم آستان علوی برپا شد. در عراق نیز به سفارش مراجع عظام، مجلس ختم باشکوهی برای آن بزرگوار برگزار گردید و مجموعۀ القصائد المشکلة في المراثي المُثکلة پس از آن منتشر شد.
مدفن آن فردوسمآب در شهر لکهنو در امامبارۀ علّامه غفرانمآب، در جوار استاد بزرگوارش علّامه مفتی محمّد عباس تستری و قریب به مزار مطهّر والد مکرّمشان علّامه مفتی محمّد قلی و برادر بزرگوارشان علّامه اعجاز حسین (۱۲۴۰ – ۱۲۸۶ ق.) رحمهم الله قرار دارد. درود خدا بر او و اجداد طاهرینش.
اللّهم صلّ علی محمّد وآل محمّد، وعجّل فرج ولیّك، واجعلنا من خیر أعوانه وشیعته والذابّین عنه.
مهدی اسفندیاری
پاورقیها و منابع:
- تکملة أمل الآمل ۲: ۳۰۸. ↵
- الفوائد الرضویّة ۱: ۱۶۷ و ۱۶۸. ↵
- أعیان الشیعة ۴: ۳۸۱. ↵
- سورة المائدة: ۵۴.
- طبقات أعلام الشیعة ۱۳: ۳۴۷ – ۳۵۰. ↵
- الغدیر ۱: ۳۲۱ و ۳۲۲. ↵
- کشف اسرار: ۱۴۱. ↵
- بیانات رهبر معظّم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام در ۴/۷/۱۳۷۰. ↵
- الذريعة ۲۹: ۶۹. ↵
- نجوم السماء ۲: ۳۱ و الذريعة ۲۹: ۶۹. ↵
- النجم الثاقب (مخطوط): ۲ أ، شمارۀ بازیابی ۲۴۶۰۹، سازمان کتابخانهها، موزهها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی؛ بنگرید به: جواهر الکلام ۲: ۲۸۷. ↵
- كشـف الحجب والأستار ۱: ۲۵۸. ↵
- گزیده دانشوران و رجال اصفهان: ۴۳۰. ↵
- الدرر السنیّة: برگ ۱۶۳ ب – ۱۶۵ أ، مخطوط، شماره بازیابی ۵۱۵۹۴، کتابخانه و مرکز اسناد آستان قدس رضوی. ↵
- علّامه در مقدمۀ شوارق چنین مینویسد: «فرأيت أن اُصنّف رسالة لم يسبقني أحد إلى تصنيفها، ولم يبادرني مبادر إلى ترصيفها، لا يعلم فضلها وجلالة شأنها إلّا الراسخون، ولا يدرك غورها وقعرها إلّا الشامخون.» شوارق النصوص ۱: ۴۴. ↵
- العضب البتّار (مخطوط): ۳، شمارۀ بازیابی ۲۱۸۹۹، کتابخانه و مرکز اسناد آستان قدس رضوی. ↵
- در مقدمۀ العضب البتّار مینویسد: «وجعلت رسالتي هذه هديّة إلی جناب السیّد السند الهمام، الکاشف عن دقائق الفقه والکلام، سیّد الأعلام وفخر الکرام، مولانا سلطان العلماء أدام الله ظلّه مادامت الأرض والسماء.» العضب البتّار: ۴، مخطوط، شمارۀ بازیابی ۲۱۸۹۹، کتابخانه و مرکز اسناد آستان قدس رضوی. ↵
- الذریعة ۳: ۲۵۷. ↵
- رَحَلات الکرام إلی بیت الله الحرام ۱: ۴۲۵ و ۴۲۶. ↵
- الدرر السنیّة: ۲، مخطوط، شماره بازیابی ۲۸۳۰۰، کتابخانه و مرکز اسناد آستان قدس رضوی. ↵
- در صفحات ابتدائی یکی از نسخههای لآلی، به خط آقای دکتر مهدی خواجه پیری، به تاریخ ۱۵ شعبان المعظّم ۱۴۲۱ ق. نوشته شده است: «با محنت زیاد اوراق مرتّب گردید و چون امکان صحّافی نداشت بدین طریق به صورت کتابی در آمد که مورد نظر علّامه بود و قصد داشت از مجموعۀ نامهها کتابی با عنوان لآلی بهیّه في مکاتیب الفارسیّه تألیف نماید. خدای بزرگ را بر این نعمت شکر و سپاس بیپایان دارم.» ↵
- لآلی بهیّه، مکاتیب فارسیّه (مخطوط)، شمارۀ بازیابی ۲۳۲۰، کتابخانۀ ناصریه. ↵
- لآلی بهیّه، مکاتیب فارسیّه (مخطوط): ۲، مخطوط، شماره بازیابی ۲۸۰۷۳، کتابخانه و مرکز اسناد آستان قدس رضوی. ↵
- تحفۀ اثنا عشریّه: ۲ أ. ↵
- همان. ↵
- همان: ۲ ب. ↵
- عبقات الأنوار في إمامة الأئمّة الأطهار ۸: ۲۹۵. ↵
- مؤلف در مقدمه کتابش مینویسد: «و این رساله را تیمّناً و تبرّکاً به عدد ائمۀ اثنا عشر علیهم السلام، بر دوازده باب مرتّب کرده شد.» تحفۀ اثنا عشریّه: ۳ أ. البته برای آشنایان با محتوای تحفۀ اثنا عشریّه و اندیشههای نویسندۀ آن، دشمنی وی با خاندان عصمت و تلاش او در تنقیص جایگاه آن بزرگواران مخفی نیست. ↵
- دهلوی در مقدمۀ تحفه چنین مینگارد: «و در اين رساله التزام كرده شد كه در نقل مذهب شيعه و بيان عقايد ايشان و الزاماتى كه عايد به ايشان مى شود، غير از كتب معتبرۀ ايشان منقول عنه نباشد، و الزاماتى كه عايد به اهل سنت مى شود، مى بايد -كما هو- موافق روايات اهل سنت باشد و الّا هر يك را از طرفين تهمت تعصّب و عناد لاحق است و با يكديگر اعتماد و وثوق غير واقع. و آنچه از تواريخ و قصص و حكايات گذشته در اين رساله مندرج است از آن جنس است كه هر دو فرقه بر آن اتّفاق دارند، و تفسير قرآن مجيد نيز از فريقين يكسان مروی است؛ مع هذا بيشتر از تفاسير شيعه آورده شد تا كسى را مظنّۀ تهمت نماند». تحفۀ اثنا عشریّه: ۲ أ و ب. ↵
- همان: ۱۵۸ ب. ↵
- همان: ۱۵۸ أ. ↵
- هفت آیهای که «تحفه» به آنها پرداخته عبارتند از: آیۀ ولایت، آیۀ تطهیر، آیۀ مودّت، آیۀ مباهله، آیۀ هدایت، آیۀ مسؤولون، آیۀ سابقون. ↵
- روایاتی که صاحب «تحفه» به آنها پرداخته عبارتند از: غدیر، منزلت، ولایت، طیر، مدینه، تشبیه، مناصبه، نور، خیبر یا رایت، عليّ مع الحقّ، مقاتله یا خاصف النعل، ثقلین که در پایان آن حدیث سفینه ملحق شده است. گفتنی است که از میان احادیث ذکر شده، چهار حدیث به سامان نهایی نرسیده است. گرچه بیتردید برای تمام ۱۲ روایت، در مجموعه یادداشتهای علّامه میر حامد حسین و علّامه اعجاز حسین علیهما الرحمة والرضوان با عنوان «سبائك الذَّهَبان»، و نیز دیگر یادداشتهای پژوهشی آن بزرگواران، دادههای اوّلیّۀ تمام احادیث فراهم گردیده بود، لکن عمر آن بزرگوار و فرزندانشان برای تکمیل موسوعۀ عبقات وفا نکرد. آن چهار حدیث عبارتند از: ۱. حدیث «مناصبه» که از بخش سند آن دو دفتر به خطّ علّامه سعید الملّه، حفید علّامه میر حامد حسین، در دسترس است. ۲. حدیث «خیبر» یا «رایت» که از بخش سند و دلالت آن یادداشتهای قابل توجّهی در دسترس است. ۳. حدیث «عليّ علیه السلام مع الحقّ» که از بخش دلالت آن دو نسخه در دسترس است. ۴. حدیث «مقاتله» یا «خاصف النعل» که تا کنون نسخهای قابل توجّه از آن به دست نیامده است. ↵
- برای توضیح بیشتر دربارۀ بخش آیات بنگرید به: مقدّمۀ محقّق از چاپ کنگرۀ علّامه میر حامد حسین رحمه الله. ↵
- بانک جامع تصاویر نسخ کنگره، پس از جستوجوهای فراوان و همکاری مراکز و مؤسّسات مختلف در ایران و هند، به ویژه بازماندگان خاندان «عبقات» در شهر لکهنو، به دست آمد و در راستای برنامههای دبیرخانه، بخشهایی از آن در اختیار برخی محقّقان و مراکز قرار گرفت. پیش از این اقدام، محدودیّتهای فراوانی در دسترسی به آن نسخهها برای پژوهشگران وجود داشت. ↵