مقدمه محقق در احیاء بخش آیات از عبقات الأنوار
کتاب عبقات الأنوار في إمامة الأئمّة الأطهار علیهم السلام مفصّلترین اثرِ در موضوع امامت است. این کتاب که در نقدِ بابِ هفتمِ تحفۀ اثنا عشریّۀ عبد العزیز دهلوی نگاشته شده، مشتمل بر دو منهج است. منهجِ دوّمِ آن در اثبات تمامیّت استدلال امامیّه به احادیث دوازدهگانهای است که دهلوی دلالت آن بر امامت امیر المؤمنین علیه السلام را ناتمام دانسته است. بخشهای قابل توجّهی از آن در زمان علّامه و پس از ایشان توسط فرزند ایشان مرحوم ناصر حسین به طبع رسیده است. منهجِ اوّل عبقات در زمان حیات مؤلّف و فرزند ایشان به زیور طبع آراسته نشده، و سوگمندانه مضامین بلندِ آن، سالها بین نسخ مسوّده و مبیّضۀ آن مهجور مانده است.[1] کتاب پیش رو تحقیق و تصحیح این اثر سترگ است. در این تصحیح تلاش شده، تا حدّ امکان، آن دقّت و حوصله و کوششی که سزاوارِ تصحیح و تحقیق طرفهاثری چون عبقات است، دریغ نگردد، و مساعی علّامۀ مجاهد جناب میر حامد حسین در تألیف این کتاب با ارائۀ متنی مصحّح و استوار پاس داشته شود. از این روی تلاش شده متن نهایی به گونهای منقّح و مصحّح و محقّق باشد که مخاطب عبقات میان منهج اوّلِ آن که دو نسخۀ موجودش مخطوط است[2] و منهج ثانی که نسخ موجودش مطبوع و پاکیزه است، تفاوتی احساس نکند. اصلاحِ یک انگارۀ نادرست در السنۀ محقّقین معروف است که منهج اوّل نیز در اثبات دلالت آیات هفتگانهای است که از سوی دهلوی انکار شدهاند. این انگاره اوّل بار در کتاب ضیاء العین تألیف افتخار العلماء _یکی از شاگردان علّامه میر حامد حسین_ به چشم میخورد.[3] ایشان بر اساس گزارشی که از فهرست کتابخانۀ ناصریّه ذکر نموده، منهج اوّل عبقات را منحصر به بخش آیات دانستهاند: بیمحلّ نیست که اینجا در ترجمۀ صاحب عبقات، توضیح و تشریح منهج اوّل و منهج ثانی عبقات هم بکنیم؛ زیرا که در فهم این مطلب، شارحینِ احوال این بزرگوار و مرتِّبین فهارس کتُب، در اضطراب و انتشار مبتلا شدهاند، چنانچه در فهرست کتب آستانۀ مقدّسۀ رضویّه، در ذیل عبقاتِ متعلّق به منهجَین، آنچه نوشتهاند درست نیست! بنده راجع به این مطلب، انتخابات فهرست مکتبۀ مصنِّف را اِرقام مینمایم تا تفصیل مجلّدات عبقات و توضیح منهجین واضح و آشکار گردد، و این هم معلوم شود که چند تا مجلّد تا هنوز از حیّز تصنیف و تألیف بیرون نیامده. «عبقات الأنوار: هذا السفر النفیس یشتمل علی جواب الباب السابع من التحفة وهو باب الإمامة، ونفس الجواب علی منهجَین: المنهج الأوّل منهما في الآیات، وهي سبعة آیات: (((إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ…)))، (((إِنَّما يُريدُ اللَّهُ…)))…»[4] محتمل است همین گزارش سبب رسوخ این انگاره در باورِ بزرگِ عرصۀ ترجمه و کتابشناسی، مرحوم آقا بزرگ تهرانی بوده باشد. ایشان در مدخل «عبقات» چنین فرمودهاند: هو ردٌّ على الباب السابع من التحفة الاثني عشريّة، الّذي هو في مباحث الإمامة. و رتّبه على منهجين: المنهج الأوّل في إثبات دلالة الآيات القرآنيّة المستدلّ بها للإمامة.[5] آثار این پندار در شمار زیادی از نگاشتههای پیرامونیِ عبقات که از پسِ الذریعة نگارش یافته، رسوخ کرده است.[6] البته برخی افزون بر این پندار، معتقدند که دهلوی باب هفتم تحفه را به دو منهجِ آیات و احادیث تقسیم کرده، و همین امر ریشۀ تقسیم عبقات به دو منهج مزبور بوده است.[7] امّا هیچیک از این دو انگاره _اختصاص منهج اوّل عبقات به آیات و تبعیّت علّامه از دهلوی در تقسیم عبقات به دو منهج_ صحیح نیست. آشکار است که مرحوم صاحب الذریعة و دیگر محقّقین در این امر معذورند؛ چه این که منهج اوّل عبقات و نسخ آن دستیاب ایشان نبوده است. همین امر ساحت ایشان را از هر گونه قدح و خُرده مبرّا میسازد، رضوان الله تعالی علیهم أجمعین. صحیح آن است که منهج اوّل به بخش آیات اختصاص ندارد. جناب علّامه میرحامد حسین کتاب عبقات الأنوار في إمامة الأئمّة الأطهار علیهم السلام را در دو منهج تألیف نمودهاند: منهج اوّل: این منهج خود قابل تقسیم به دو نیمه است. نیمۀ اوّل پاسخ به عقاید ششگانۀ اهل سنّت در امامت و نقد ادلّۀ اثبات خلافت خلفاء است.[8] و نیمۀ دوّم پاسخ به تشکیکات دهلوی در تمامیّت دلالتِ آیاتِ دالّه بر امامت امیر المؤمنین علیه السلام است. منهج ثانی: این منهج در اثبات دلالت احادیث دوازدهگانهای است که دهلوی دلالت آن بر امامت امیر المؤمنین علیه السلام را ناتمام دانسته است. برای اثبات این مهمّ لازم است ابتدا گزارشی از محتوای باب هفتم تحفه ارائه دهیم. در ضمنِ این گزارش روشن میشود که اساساً دهلوی باب هفتم تحفه را به دو منهج تقسیم نکرده، و بالتبَع ثابت میشود ادّعای تبعیّت علّامه از دهلوی وجهی از صحّت ندارد. همچنین برای اثبات عدم انحصار منهج اوّل به بخش آیات، لازم است گزارشی از نسخههای موجودِ منهج اوّل ارائه داده شود، سپس با اقامۀ قرائنی متقن، شبهۀ انحصار منهج اوّل در بخش آیات مندفع گردد. گزارشی از محتوای باب هفتم تحفۀ اثنا عشریّه محتوای باب هفتم تحفه را میتوان به دو بخش تقسیم نمود: بخش اوّل: این بخش شامل اعتقادات اهل سنّت در مورد امامت است. دهلوی در ضمن این بحث به معتقدات امامیّه اشاره کرده به نقد آن میپردازد. حدود چهل درصد مباحث باب هفتم به این بخش اختصاص دارد. در طبع مورد استفادۀ ما در این تحقیق،[9] این بخش از صفحۀ شمارۀ 362 آغاز و تا صفحۀ شمارۀ 408 ادامه دارد. در این بخش ابتدا دهلوی به تبیین شش عقیدۀ اهل سنّت در امامت میپردازد. «انتخابی بودن امام»، «عدم امکان اختفاء امام»، «عدم عصمت امام»، «عدم لزوم منصوص بودن امام»، «عدم اشتراط افضلیّت امام» و «تعیین خلیفۀ بلا فصل پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم» عناوینی است که در در این شش عقیده طرح میشوند. دهلوی در ضمن عقیدۀ ششم به اقامه ادلّۀ خلافت خلفاء میپردازد. او در این میان به سه آیه و چهار حدیث اشاره کرده و به زعم خویش خلافت خلفاء را به اثبات میرساند. سپس نه دلیل که به زعم او با انضمام و تألیف مقدّماتی چند، مفیدِ اثبات خلافت خلفاء است، ذکر میکند. بخش دوّم: در این بخش دهلوی با طرح عنوانِ «تمهيد كلام و تقرير مرام شيعه» به تبیین و ردّ مرام امامیّه در باب امامت و نقدِ ادلّۀ ایشان پرداخته است. وی در این میان به هفت آیه و دوازده حدیث و شش دلیل عقلیِ مورد استناد شیعه اشاره کرده و به زعم خویش ناتمامی هر یک را به اثبات میرساند. در انتها با عنوان «تتمّة لبحث الإمامة» به اختلاف فرق شیعه در امامت میپردازد. این بخش نیز تقریباً 60 درصد از باب هفتم را به خود اختصاص داده است. هر یک از عناوین «آیات»، «احادیث» و «ادلۀ عقلی به انضمام تتمّه» تقریبا بیست درصد از حجم این باب را به خود اختصاص میدهند. این بخش از صفحۀ 408 آغاز و تا صفحۀ 486 از طبع مورد استفادۀ ما ادامه مییابد. همان گونه که از ساختار کلّی باب هفتم آشکار است به هیچ روی این باب به منهج اوّل و دوّم تقسیم نشده است. همچنین در سراسر این باب نیز سخنی از تقسیم به دو منهج در میان نیست. گزارشی از محتوای نسخههای موجود[10] سه نسخه از بخشِ آیاتِ منهج اوّل از کتاب عبقات الأنوار في إمامة الأئمّة الأطهار علیهم السلام در دسترس است. یک نسخۀ مسوّده است و دو نسخۀ مبیّضه. کاملترین نسخۀ در دسترس، همان نسخۀ مسوّده است. محتوای این نسخه را می توان به دو نیمه تقسیم نمود: نیمۀ اوّل: در این بخش علّامه ابتدا به نقد بخش اوّل از باب هفتم تحفه که پیشتر ذکر شد پرداخته اند؛ یعنی نقدِ عقاید ششگانۀ اهل سنّت در باب امامت که دهلوی در آغازِ بابِ هفتم تحفه ذکر نموده و در ضمنِ آن به ردّ عقاید شیعه پرداخته است و همچنین نقدِ ادلّه ای که برای خلافت خلفاء اقامه کرده است. این قسمت از صفحۀ شمارۀ 1 نسخه آغاز و تا صفحۀ شمارۀ 164 آن ادامه دارد. نیمۀ دوّم: نقدِ کلماتِ دهلوی در ردّ مرام شیعه در مسألۀ امامت و نیز نقدِ کلمات دهلوی در ردّ آیاتی که شیعه بر امامت امیر المؤمنین علیه السلام اقامه کرده است. این قسمت از صفحۀ 165 آغاز و تا انتهای نسخه _صفحۀ 325_ ادامه دارد. بنا بر این کلمات علّامه در این نسخه ناظر به بخش اوّل و یک سوّم ابتدایی بخش دوّمِ باب هفتم تحفه است. اثبات عدم انحصار منهج اوّل در بخش آیات علی رغم اوصاف مذکور، از این روی که در متن نسخۀ مسوّده سخنی از تسمیۀ هر دو نیمۀ آن به منهج اوّل یافت نمیشود، هنوز این مهمّ ثابت نشده است که هر دو قسمت موجود در نسخۀ مسوّده، منهج اوّل عبقات باشد. به دیگر سخن، ممکن است کسی به دفاع از صاحب الذریعة و دهها محقّق دیگر که منهج اوّل را منحصر در بخش آیات دانستهاند، مدّعی شود که منهج اوّل تنها قسمت دوّم است، و بخش مربوط به نقد عقاید ششگانه تألیفی علی حده و سوای از «عبقات» است. از این روی ادّعای انحصار منهج اوّل به بخش آیات که موافق است با گزارش بسیاری از محقّقین، به قوّت خود باقی است. بهترین قرینهای[11] که میتوان برای دفع این احتمال اقامه نمود، شواهدی است که در منهج ثانی عبقات _بخش احادیث_ به چشم میخورد. این شواهد دلالت میکنند بر اینکه منهج اوّل به تصریح جناب علّامه منحصر در بخش آیات نیست، بلکه شامل هر دو بخشِ موجود در مسوّده میشود. این شواهد از این قرارند: الف) مواردی که در مجلّدات احادیث عبقات «منهج اوّل» تعبیر شده، و مقصود از آن نیمۀ نخست مسوّده است: یکم: و مبحث لزوم افضليّت خليفه و عدم جواز خلافت مفضول با وجود افضل، اگر چه مفصّلاً و مشروحاً در منهج اوّل گذشته است، و بعد از اين هم _إن شاء الله تعالى_ تفصيل آن خواهد آمد…[12] مطلب مورد اشاره در نیمۀ اوّل از نسخۀ مسوّده _صفحۀ 46 تا 77_ موجود است. دوّم: بالجمله، جناب شاه ولىّ اللَّه در إزالة الخفاء عن خلافة الخلفاء از آيات و احاديث و كلام صحابه و قوّت تحرير تقرير خود به زور و شورى كه دارند ثابت مىفرمايند كه افضليّت موجب زعامت كبرى است، و پارهای از كلام بلاغتنظامشان در منهج اوّل و غير آن منقول گشته.[13] مطلب مورد اشاره در نیمۀ اوّل از نسخۀ مسوّده _صفحۀ 46 تا 77_ موجود است. سوّم: و چون بحمد اللَّه تعالى در منهج اوّل و ديگر مقامات به دلائل متينۀ مبرمه و براهين رزينۀ محكمه دانستى كه با وجود افضل نصب مفضول جایز نيست، پس در بطلان كلام قاضى شبهه نيست.[14] مطلب مورد اشاره در نیمۀ اوّل از نسخۀ مسوّده _صفحۀ 46 تا 77_ موجود است. چهارم: زيرا كه سابقاً بحمد اللَّه تعالى در منهج اوّل دانستى كه اوّلاً حصول رياست عامه براى طالوت متّفق عليه اهل سنت نيست.[15] مطلب مورد اشاره در نیمۀ اوّل از نسخۀ مسوّده _صفحۀ 20_ موجود است. به مواردی که در مجلّداتِ احادیثِ عبقات «منهج اوّل» تعبیر شده و مقصود از آن نیمۀ دوّمِ مسوّده _بخش آیات_ است: یکم: و وثاقت و ديانت، و صلاح و امانت، و جلالت و نبالت، و سموّ منزلت و علوّ مرتبت، و عظمت و رياست، و توحّد و براعت و امامت ثعلبی در «منهج اوّل» به جواب شبهات مخاطب بر آيۀ (((إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ))) به تفصيل مبيّن شده.[16] مطلب مورد اشاره در صفحۀ ؟؟؟ از همین کتاب موجود است. دوّم: و امّا زعم بطلان افادۀ اهل حقّ در باب نزول آيۀ كريمه به حقّ جناب امير المؤمنين عليه السلام و زعم بطلان قصّۀ نزول آن، پس از عجائب مزعومات و غرائب عشرات است كه بحمد اللَّه المنّان در منهج اوّل كه نزول اين آيۀ كريمه به حقّ جناب امير المؤمنين عليه السلام قصّۀ اعطاى آن حضرت خاتم در حالت ركوع اكابر اساطين و اجلّۀ محدّثين و اعاظم مفسّرين مستنّين در كتب دينيّۀ خود نقل فرمودهاند. [17] مطلب مورد اشاره در صفحۀ ؟؟؟ از همین کتاب موجود است. سوّم: امّا آنچه تفتازانى در باب آيۀ مباهله و آيۀ مودّت و آيۀ صالح المؤمنين بحث ركيک آغاز نهاده، پس كمال وهن و سخافت آن بر ناظر مجلّدات منهج اوّل مختفى نيست.[18] مطلب مورد اشاره در صفحۀ ؟؟؟ از همین کتاب موجود است. چهارم: وجه چهاردهم آنكه: حديث ثقلين شاهد مفاد آيۀ وافية الهدايۀ (((وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ))) است، و بحمد اللَّه در منهج اوّل به جواب كلام مخاطب به كمال تصريح و توضيح دانستى كه اين آيۀ وافية الهدايه دليل امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىباشد، پس حديث ثقلين بلا شبهه شاهد امامت آن جناب خواهد بود.[19] مطلب مورد اشاره در صفحۀ ؟؟؟ از همین کتاب موجود است. با در نظر گرفتن این قرائن و شواهد، این مهمّ ثابت میشود که منهج اوّل شامل تمام محتوای نسخۀ مسوّده است. بر این اساس کتاب عبقات حاوی دو منهج است و منهج اوّل آن مشتمل بر دو بخش است و تنها یک بخش آن _بخش دوّم_ به آیات اختصاص دارد. معرفی نسخهها همان گونه که پیشتر اشاره شد، سه نسخه از منهج اوّل از کتاب عبقات الأنوار في إمامة الأئمّة الأطهار علیهم السلام در دسترس است: یک نسخۀ مسوّده، و دو نسخۀ مبیّضه. یکی از دو نسخۀ مبیّضه تبییض و پاکنویس بخشی از نیمۀ اوّل نسخۀ مسوّده است. در این تحقیق از این نسخه با نام بیاض یاد میکنیم. و نسخۀ مبیّضۀ دیگر، تبییض تمام نیمۀ دوّم نسخۀ مسوّده است.[20] از این نسخه با نام مبیّضه یاد میکنیم. الف) نسخۀ مسوّده: این نسخه به خطّ جناب علّامه میر حامد حسین رضوان الله تعالی علیه نگارش یافته و تصویر آن به شمارۀ 24440 در مرکز اسناد آستان قدس رضوی موجود است. برخی از مشخّصات این نسخه بدین شرح است:
- صفحۀ آغازین این نسخه با عبارت «أقول وبه نستعین: اثبات جواز اختفاء امام که به خوف …» آغاز می شود. محتوای این صفحه مربوط به پاسخ علّامه به عقیدۀ دوّم از شش عقیدهای است که دهلوی در آغازِ بابِ هفتمِ تحفه، به عنوان عقاید اهل سنّت در مورد امامت ذکر کرده است.
- در بالای صفحۀ آغازینِ این نسخۀ مهر علّامه به چشم می خورد.
- صفحۀ پایانی این نسخه با عبارت «و در ریاض النضرة موجود است» ختم می شود. محتوای این صفحه مربوط به «اسبقیّت اسلام جناب امیر المؤمنین علیه السلام نزد ثقات محدّثین اهل سنّت» است که در اثبات دلالت آیۀ شریفۀ (((وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ))) بر امامت امیر المؤمنین ذکر گردیده است.
- شمارۀ صفحات، بالای صفحه نگاشته شده است. این صفحات از شمارۀ یک آغاز و تا شمارۀ 325 ادامه مییابد.
- گفتنی است در مواردی معدود، این نسخه دچار برهمریختگی گردیده و شمارۀ صفحات جابهجا شده است.
- شمار زیادی از صفحات مشتمل بر حواشی دستنویس علّامه است. این حواشی در مواردی بسیار سخت خوان است. برخی از این حواشی با علامت «صحّ» یا علامت «اَبرو» مشخص شده و در مبیّضه به متن منتقل گردیدهاند. برخی دیگر از این حواشی از این روی که مربوط به فرایند تحقیق بوده در مبیّضه منعکس نگردیده است؛ نظیر حاشیۀ صفحۀ 183 نسخه: «در نسائی یافته نمیشود».
- از این روی که این نسخه متن خام و مسوّده است، در موارد فراوانی متن کتابی که به آن استناد شده نیامده و تنها به ذکر نام کتاب بسنده شده است. در این موارد پس از ذکر نام کتاب بخشی از صفحه خالی باقی مانده است. در پارهای از این موارد شمارهای درج گردیده که به نظر میرسد شمارۀ صفحات مصدر است. و نیز محتمل است که این شماره نوعی ارجاع به مجموعه یادداشت برداریهای علّامه _که سبائک الذهبان نام دارد_ و یا سایر یادداشتهای رجالی و حدیثی ایشان باشد. در مبیّضه این کاستیها تدارک شده و متن کامل نقل قولها منعکس گردیده است.
- آثار اندراس و خوردگی و موریانه در سراسر نسخه موجود است که در مواردی خوانش نسخه را با مشکل روبرو کرده است. البتّه بسیاری از این ابهامات با مراجعه به نسخۀ مبیّضه قابل رفع است.
ب) نسخۀ بیاض: این نسخه با خطّ نسخ و نستعلیق تحریری توسّط کاتبان اکبر حسین و یحیی علی نگارش یافته و تصویرِ آن به شمارۀ 24905 در مرکز اسناد آستان قدس رضوی موجود است. برخی از مشخّصات این نسخه بدین شرح است:
- صفحۀ آغازین این نسخۀ با عبارت «قال الفاضل الناصب: عقیدۀ دوّم آنکه امام باید ظاهر باشد نه مخفی…» آغاز میشود. محتوای این صفحه مربوط به دومین عقیده از شش عقیدهای است که دهلوی در آغازِ بابِ هفتمِ تحفه، به عنوان عقاید اهل سنّت در مورد امامت ذکر کرده است.
- صفحۀ پایانی این نسخه با عبارت «…و امّت خود زير نسق خليفه سپرده، از عالم بگذرد. » ختم می شود. محتوای این صفحه مربوط به نقد عقیدۀ چهارم و اثبات منصوص بودن امامت است.
- شمارۀ صفحات در این نسخه شامل دو سلسله ارقام است. سلسلۀ اوّل شمارندۀ صفحات این نسخه است و از شمارۀ یک آغاز میشود. این شماره در طول نسخه گاه از سر گرفته شده و گاه درج آن به فراموشی سپرده شده است از این روی شمارۀ آخر آن که 350 است حاکی از تعداد صفحات نسخه نیست. سلسلهای دیگر که از شمارۀ 101 آغاز شده و تا شمارۀ 194 ادامه مییابد، حدوداً در هر چهار صفحه در میان درج گردیده است. قویّاً محتمل است که این شماره مربوط به اصلِ مسوّدهای باشد که تبیض از روی آن صورت گرفته است. شروع این سلسله از شمارۀ 101 احتمال وجود نسخه ای مشتمل بر نقد عقیدۀ اوّل را تقویت میکند.
ج) نسخۀ ض: این نسخه به خطّ کاتبی ناشناس نگارش یافته و تصویرِ آن به شمارۀ 51592 در مرکز اسناد آستان قدس رضوی موجود است. برخی از مشخّصات این نسخه بدین شرح است:
- صفحۀ آغازین این نسخه با عبارت «قال الفاضل الناصب: تمهید کلام و تقریر مرام شیعه در اثبات…» آغاز میشود. محتوای این صفحه مربوط به نقل کلام دهلوی در مرام شیعه و ادلّۀ قرآنی امامت امیر المؤمنین علیه السلام است.
- صفحۀ پایانی این نسخه با عبارت «برخی از آن بیان نماییم» ختم میشود. محتوای این صفحه مربوط به «اسبقیّت اسلام جناب امیر المؤمنین علیه السلام نزد ثقات محدّثین اهل سنّت» است.
- شمارۀ صفحات این نسخه به دو گونه درج شده است. یک سری شماره با قلم درشت در بالای صفحاتِ راست و چپ نسخه درج گردیده است. این سری شماره ها از شمارۀ 562 آغاز و به شمارۀ 1120 ختم میشوند. و یک سری شماره با قلمی باریکتر در بالای صفحاتِ سمت چپ درج شده و از شمارۀ 1 آغاز و به شمارۀ 230 ختم میشوند.
- قلم اصلی سیاه است، امّا در مواردی در متن از قلم قرمز برای برجسته کردن مطالب استفاده شده است.
- در مواردی خطوطی قرمزرنگ بالای سطور رسم شده است. این خطوط نشانه هایی برای برجسته کردن ابتدای بندها، اسامی ائمّه، نام اعلام و آیات به کار بسته شده اند.
- تقریباً تمام صفحات مشتمل بر حواشی دستنویس است. عمدۀ این حواشی به خطّ علّامه و بخش اندکی به خطّ جناب ناصر الملّه و یا کاتب ناشناس است. این حواشی در گونه های مختلفی قابل تقسیم اند. در بخش روش تحقیق تعامل با هر گونه به تفصیل ذکر خواهد شد.
- برخی از حواشی با علامت «صحّ» یا علامت «اَبرو» مشخّص شدهاند.
- برخی از حواشی با علامت «ن» مشخّص شده اند.
- برخی از حواشی با علامت «له» مشخّص شده اند.
- برخی از حواشی در حقیقت نوعی ارجاع به نام و شمارۀ صفحۀ کتابی است که از آن مطلبی نقل شده است. این حواشی در عمدۀ موارد با رنگ قرمز درج شده و در مواردی با رنگ سیاه دیده میشوند. در انتهای برخی از این دست حواشی یک عدد کسری یافت می شود. مَخْرَج این کسر شمارۀ مجموع صفحات مصدرِ در دسترسِ علّامه، و صورت آن، شمارۀ صفحۀ مطلب مورد اشاره است. این گونه ارجاع به محققّین این امکان را میدهد که حتی در صورت تفاوت طبعِ در دسترسِ ایشان با طبعِ در دسترس علّامه، با تشکیل یک جدول سادۀ تناسب به محدودۀ تقریبی صفحات مدّ نظر در طبعِ در دسترس خویش، دستیابند. این نوع از ارجاع در مسیرِ یافتِ مطالب، در کتب خطّی و حجری بسیار دستگیر و مددکار است.[21] در مواردی که کتاب مورد ارجاع، تکرار شده باشده در حاشیه از تعبیر «نشان سابق» استفاده شده است.
- برخی دیگر از حواشی مربوط به فرایند تحقیقِ کتاب است. نمونه هایی از این حواشی: «قوبل علی أنساب السمعاني في نسبة النقّاش من حرف النون مع القاف»، «مکرّر بود لذا قلمزده شد».
- برخی از حواشی به ترجمۀ یک لغت اختصاص دارد. در انتهای این حواشی رمز 12[22] به همراه علامت اختصاری نام کتابی که منبع ترجمه است، درج گردیده. علائم اختصاریِ م، ک، ق که رموزی برای کتبِ منتهی الأرب، الکواکب الدراري و القاموس المحیط است، برخی از علائم مورد استفاده در این حواشی اند.
- برخی از حواشی که عدد اندکی را به خود اختصاص میدهد، نمایه هایی هستند که با علامت «فـ» مشخّص شدهاند. این گونه حواشی در این مجلّد نسبت به برخی مجلّدات احادیث عبقات، نظیر مجلّد «حدیث غدیر» بسیار کمتر به کار بسته شدهاند. این حواشی تنها در صفحات ابتدایی یافت میشوند.
- در گوشۀ راست و بالای صفحات سمت راست و نیز در گوشۀ چپ و بالای صفحات سمت چپ، نام آیۀ مورد بحث درج گردیده است.
- در گوشۀ چپ و پایین صفحات سمت راست، کمی پایینتر از آخرین خطّ، کلمۀ آغازین صفحۀ چپ نگاشته شده است.
- در مواردِ معدودی صفحاتی به نسخه چسبانیده شده است. جنس و رنگ این صفحات متفاوت با صفحات نسخه است و ظاهراً در زمانی متأخّر از نگارش اصل نسخه به آن منضمّ شده اند. در مواردی این صفحات به خطّ علّامه است.
- در مواردی در نسخه قلمزدگی هایی یافت میشود. گستردگی این قلمزدگی ها به لحاظ حجم، از یک نقطه در یک کلمه تا یک صفحۀ کامل و بیش از آن قابل دسته بندی است. همچنین پراکندگیِ آن را میتوان به لحاظ علّتِ قلمزدگی در پرهیز از تکرار و اصلاح در تعابیر و عبارات باز شمرد.
- آثار اندراس و خوردگی و موریانه در سراسر نسخه موجود است و در مواردی خوانش نسخه را با مشکل روبرو کرده است.
- این نسخه به لحاظ خط پاکیزه تر از مسوّده است. شواهدی دالّ بر کمسوادی ناسخ مبیّضه وجود دارد. در مواردی ناسخ موفّق به خوانش و فهم عبارات علّامه نشده و تنها نقشی از واژه را ترسیم نموده است!
زمان تألیف منهج اوّل درج سال چاپ در صفحۀ اوّل از مطبوعات حجریّه، و نیز درج تاریخ اتمام کتابت در انتهای آثار مخطوط، دو مسیرِ روشن برای دستیابی به زمان انتشار یا کتابت اثر است. امّا هیچیک از این دو راه برای تعیین زمان نگارش منهج اوّل دستگیر ما نیست؛ منهج اوّل عبقات نه مطبوع است تا تاریخِ مکتوب رویِ جلدِ آن تعیین کنندۀ زمانِ طبع باشد، و نه در دو نسخۀ مخطوطِ موجود، اثری از زمان کتابت آن موجود است تا راه تعیین زمان کتابت آن باشد. برای تعیین زمان نگارش منهج اوّل میتوان از محتویات آن بهره برده به تاریخ تقریبی نگارش آن دست یافت. کاربست تحیّت «دام ظلّه» در متن و حواشی این نسخه برای جناب سلطان العلماء رحمه الله که متوفّای سال 1284 ق است[23]، حاکی از آن است که نگارش این کتاب و تحشیۀ آن به پیش از این سال باز میگردد. و نیز کاربست تحیّت «أسكنه اللّه في بحبوحة الجنان» و «أعلى اللّه مقامه في دار الكرامة» برای مرحوم سبحان علی خان که متوفّای سال 1264 ق هستند[24] نشان از تألیف منهج اول پس از این تاریخ دارد. و نیز در حاشیۀ مبیّضه این طور آمده است: وفي فردوس الأخبار: ”أنا المنذر وعليّ الهادي، وبك یا عليّ یهتدي المهتدون. انتهی نقلاً عن نسخة في حرم المدینة المنوّرة، تاریخ کتابته سابع عشر ذي القعدة سنة 865. تاریخ تشرّف علّامه به مدینه سال 1282 ق گزارش شده است. مرحوم افتخار العلماء در کتاب ضیاء العین ماجرای سفر ایشان به مدینه و استنساخ از کتبِ مکتبهای در مدینه را چنین گزارش نموده: از شدّت عناد و لدادِ این بلاد وقتیکه در سنۀ 1282 هـ علّامه حامد حسین و اعجاز حسین از حجّ و زیارت مدینۀ مشرّفه مشرّف گذشتند و خواستند که مطالب علمیّه برای ردّ شبهات اهل سنّت استنساخ کنند، محافظ مکتبه را یک لیره و دو لیره هر روز تقدیم میکردند و استنساخ مطالب و استکتاب براهین از کتب عامّه میکردند. روزی نمّامی عَنود و حاسدی کَنود به حاکم خبر کرد که این هندیها روافضاند و اشیاء مخالف مذهب اهل سنّت استنساخ میکنند! حاکم جاسوسی معیّن و مقرّر کرد تا بر تحریرات اینها نظر کند و حاکم را خبر کند که چه مطالب مینویسند. تأییدات الهی برای این عالم خبیر و محقّق کبیر و برادرش این شده که ایشان مشغول استنساخ مدائح و فضائل علمای اهل سنّت بودند برای توثیق و استدلال از اقوال آنها در مسألۀ خلافت حقّه. حاکم از اطّلاع این معنی خوشحال و فرحناک شده و برای مطالعه و استنساخ اینها مراعاتی مرعی داشت که قبل از این حاصل نبود! (((ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ)))[25].[26] درج این حاشیه پس از بازگشت از سفر به مدینه حاکی از آن است که اصل کتاب پیش از سال 1282 و در زمانی که علّامه نسخۀ کاملۀ فردوس الأخبار را در اختیار نداشتند، نگارش شده است. روش تحقیق الف) تعامل با نسخهها: از آن روی که این تحقیق مربوط به نیمۀ دوّم منهج اوّل است،[27] از نسخۀ ب استفاده نشده است. بر این اساس در این بخش تنها به فرایند تعامل با دو نسخۀ مسوّده و نسخۀ مبیّضه طرح میشود. انتخاب نسخۀ اساس هر یک از دو نسخه به جهتی بر دیگری رجحان دارد؛ متنِ پاکیزه و خطّ خوش، و نیز درج کامل نقلِ قولها از مرجّحات نسخۀ مبیّضه است. همچنین بازخوانی آن توسّط علّامه و درج اصلاحات و افزوده های ایشان در متن و حواشی آن، از دیگر مرجّحات آن به شمار می آید. امّا _چنانچه پیشتر ذکر شد_ این نسخه توسّط ناسخ ناشناس وکم آشنا به متون علمی نگارش یافته است. همین امر زمینۀ رخداد برخی اشتباهات نوشتاری در فرایند تبییض را فراهم آورده است. برخی از این اشتباهات علی رغم بازخوانی و تصحیح آن توسّط علّامه، در نسخۀ موجود باقی مانده است. از سوی دیگر، گرچه متنِ نسخۀ مسوّده به پاکیزگیِ مبیّضه نیست، امّا متنِ استوارِ آن که به خامۀ جناب علّامه نگارش یافته، مرجع قابل اتّکایی برای رفع اشتباهات نسخۀ مبیّضه است. از این روی ما هیچ یک از دو نسخه را به عنوان اساس اختیار نکرده و در اختلافات بین دو نسخه که خود به دو گونه قابل تقسیم است، به فراخور حال، شیوهای در پیش گرفتیم: الف) در مواردی که اختلاف ناشی از سهو قلم ناسخ در مبیّضه است، نسخۀ صحیح بدون ذکر اختلاف در پانوشت، در متن درج شده است. چند مثال ذکر میگردد: مثال اوّل: در صفحۀ 140 ب از نسخۀ مبیّضه چنین آمده است: سبحان اللّه! خود سرقت شنيع نمودن و سعى نامشكور كابلى را باطل ساختن و آن را در حجب اختفا افكندن، و براى تخديع و عوامّ بر چنين شنيعه كه موجب فضيحت آخرت و دنيا است، اقدام كردن و باز به كمال ثباتِ جاش از راه غفول و بىتدبّرى نسبت سرقت به اهل حقّ نمودن. متن مبیّضه دو اشکال دارد: نخست مهمل بودنِ عبارت «تخدیع و عوام»، و دیگر ناقص بودن مجموع فراز. با مراجعه به نسخۀ مسوّده (صفحۀ 264 الف) روشن میشود «تخدیعِ عوام» صحیح است. و علّت رخداد اشتباه در نسخۀ مبیّضه آن است که علّامه در نسخۀ مسوّده واژۀ «اعتقاد» را قلمزده، و واژۀ «تخدیع» را جایگزین آن نمودهاند. امّا حرف «د» از واژۀ «اعتقاد» به درستی قلمگیری نشده و باقی مانده است. ناسخِ مبیّضه «د» را «و» خوانده و آن را بعد از «تخدیع» درج نموده است! و نیز با مراجعه به همان صفحه از نسخۀ مسوّده روشن میشود که ناسخ فرازِ «طرفهماجرا است که در بیان نمیگنجد» را به مبیّضه نیافزوده است. با اضافۀ آن به متن مبیّضه اشکال دوّم آن نیز مرتفع میشود.
مثال دوّم: در صفحۀ 179 ب از نسخۀ مبیّضه چنین آمده است: لا غرو صدوره مثل هذه الدعاوي من هؤلاء… و در صفحۀ 587 ب از نسخۀ مسوّده چنین آمده است: لا غرو صدور مثل هذه الدعاوي من هؤلاء… آشکار است که عبارت مسوّده صحیح است.
ب) در مواردی اختلافات بین دو نسخه از قبیل اصلاحاتی است که در فرایند تبییض و به عنوان اصلاح نسخۀ مسوّده صورت پذیرفته، در این حالات عبارات مبیّضه ترجیح داده شده و در متن منعکس میشود. تکمیل نقل قولها، اصلاحات و حواشی علّامه بر نسخۀ مبیّضه از این قبیل اند. در این موارد نیز اختلافات بین دو نسخه در پانوشت منعکس نمیشود. به عنوان نمونه چند سطری از صفحۀ 151 الف از نسخۀ مبیّضه خط خورده و در حاشیه چنین آمده است: «مکرّر بود لذا قلم زده شد».
شیوۀ تحقیق در تفاوتهای موجود در دو نسخه حواشی نسخهها چنانچه در بخش معرفی نسخه ها ذکر شد، نسخۀ مبیّضه[28] مشتمل بر چند گونه حاشیه است. در فرایند تحقیق متناسب با هر گونه، شیوهای اتّخاذ گردیده است: در حواشی که با علامت «صح» یا علامت «اَبرو» مشخص شدهاند، مطلب حاشیه به متن افزوده شد. آن دسته از حواشی که به گونه ای ارجاع به مصدر هستند، نه در متن و نه در پانوشت منعکس نشد؛ چرا که بسیاری از کتب در دسترس علّامه در دسترس ما نیست. افزون بر آن، در این تحقیق تمام نقل قولها و ارجاعات از مصادر در دسترس تخریج میگردد. آن دسته از حواشی که مربوط به فرایند تحقیقِ کتاب است، نظیر «قوبل علی أنساب السمعاني في نسبة النقاش من حرف النون مع القاف»، «مکرّر بود لذا قلمزده شد» در متن و حاشیه منعکس نشد. حواشی با رمز «ن» که حکایت از «نسخه بدل» دارد، در پانوشت منعکس شد. حواشی با رمز «له» مربوط به اصلاح اشتباهات ناسخ است در متن جایگزین شد. حواشی مربوط به ترجمۀ لغت در پانوشت درج گردید. حواشی انگشت شماری که با علامت «فــــ» مشخص شده اند، به این جهت که تنها در بخش ابتدایی کتاب موجود اند و ظاهراً در ادامه از درج آن عدول شده است، نه در متن و نه در پانوشت مورد اشاره قرار نگرفت. حواشی بالای صفحات در سراسر تحقیق در قالب هفت عنوانِ «آیۀ (((إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ)))»، «آیۀ تطهیر» و… در متن درج شده است. حواشی مربوط به صفحات چسبانده شده به نسخه نیز به متن افزوده شد. مطالب قلمزده شده در این تحقیق منعکس نشده است. اندراس و سختخوانی نسخه ها اندراس و موریانه خوردگی در دو نسخه، اشتباهات ناشی از کمسوادی ناسخ مبیّضه و پیشنویس بودن متن مسوّده سبب شده در مواردی، رسیدن به عبارتِ علّامه به آسانی ممکن نباشد. در این موارد عبارات به صورت مهمل رها و بی معنا رها نشده است، بلکه تلاش شده، با تأمل و امعان دقت و نظر در نسخه های موجود، همچنین مقابله و مقایسه با ادبیات مخصوص به علّامه، و نیز رجوع به مصادر خطیّ و حجری و سربی و کتب لغت و تراجم و وام گرفتن از اندوخته های رجالی و تفسیری و حدیثی، پوشیدگی و ابهام فراز برطرف شود. به نمونه هایی اشاره میشود:
- در صفحۀ 33 ب از نسخۀ مبیّضه چنین آمده است:
و در صفحۀ 190 الف از نسخۀ مسوّده چنین آمده است:
این عبارت به صورت ذیل منعکس گردید: و اكثرى از آن در تفسير کبیر و دیگر تفاسيرِ مبسوط، مجتمع.
- در صفحۀ 41 الف از نسخۀ مبیّضه، عبارتی شبیه به «قاطنین کردانید» یافت می شود.
و در صفحۀ 192 ب نسخۀ مسوّده چنین آمده است:
این عبارت به صورت ذیل منعکس گردید: در حقّ ثعلبى «إنّه رجل صالح» احتياج به طرف در توثيق و شهادت دِگَرى باقى نمىماند، لكن چون قاطنينِ[29] کشور هند، كلام اين فاضل نبيلِ فاقد النظير والعديل را كه اسم ساميش را اسم با مسمّى…
- در صفحۀ 115 ب از نسخۀ مبیّضه چنین آمده است:
این عبارت به صورت ذیل منعکس گردید: حقيقت اين است كه مكنونِ خاطر دقّتمآثرشان، هَدمِ اساس دين، وقلع بناى شرع مبين، و توجيه مطاعن عظيمه، و مثالب فخيمه، به جناب سيّد المرسلين صلّی الله علیه وآله و ديگر انبياء سالفين و ائمّۀ راشدين و صلحاى زاهدين و علماى سابقين است.
- در صفحۀ 58 الف از نسخۀ مبیّضه چنین آمده است:
و چنين هفوات نه سزاى آن است كه فاضل رشيد آن را بر زبان آرد و همّت را به نقل و تأييد آن گمارد، لكنّ الزمان لآتٍ بالأعاجيب! اَدانیِ جُهَلا در حقّ علماى خويش زبان به تضعيف و توهينشان نمىگشایند…
- در صفحۀ 128 ب از نسخۀ مبیّضه چنین آمده است:
و در صفحۀ 256 ب از نسخۀ مسوّده چنین آمده است:
این عبارت به صورت ذیل اصلاح گردید: …وخاصّان مناند، به تحقيق كه گردانيدى تو ارادۀ خود را مقصور بر اذهاب رجس از ايشان و تطهير ايشان، پس ببر از ايشان رجس را و پاک كن (ایشان را)[30] را پاک گرداننى… ب) تخریج و مقابله با مصدر در سراسر تحقیق، آیات، احادیث و عبارات منقوله از سایر کتب، به طور کامل تخریج شده است. این مهمّ حتّی در مصادر حجری و مخطوط نیز رعایت شده است. در آن دسته از مصادر مورد استفادۀ علّامه که خارج از دسترس ما است و یا نسخۀ قابل اعتنایی از آن دستیاب نیست، در پانوشت به مفقود بودن مصدر تذکّر داده شده است. احادیث و نقل های موجود در متن، با دقّتِ لازم با مصادر آن مقابله گردیده و اختلافات میان عبارات نسخه با مصدر به فراخور حال در متن یا پانوشت منعکس گردیده است. به این صورت که اگر اختلاف بین عبارات نسخه و مصدر به صورت زیاده یا نقیصه باشد داخل متن بدان اشاره خواهد شد. در اضافات نسخه بر مصدر، بخش زیاده در میان نشانۀ <…> و در اضافات مصدر بر نسخه بخش زیاده در میان دو کمان (…) درج شده اند. و اگر اختلاف به صورت گوناگونی واژه یا فرازی باشد در پانوشت به اختلاف اشاره گردیده است. نحوۀ ارجاع در پانوشت به فراخور و اقتضای حالات مختلف، گونه گون است:
- ارجاع به کتاب تک جلدی به این صورت است: بصائر الدرجات: 50.
- ارجاع به کتاب دو جلدی و بیشتر به این صورت است: الکافي 2: 50.
- در کتب حدیثی که برای احادیث شماره درج شده پس از شمارۀ صفحه، شمارۀ حدیث به این صورت ذکر میشود: بصائر الدرجات: 50/ 33. (یعنی صفحۀ 50، حدیث 33)
- در کتبی که برای مداخل مختلف آن شماره درج شده، پس از شمارۀ صفحه، شمارۀ مدخل به این صورت ذکر میشود: فهرست النجاشي: 70/ شمارۀ 40.
ج) مطالب کلی
- در متن تحقیق، علائم اختصاریِ استفاده شده در نسخه، فکّ رمز شده است؛ به طور مثال مواردی از قبیل «ایض»، «ح»، «ع» و… به صورت «ایضا»، «حینئذ»، «علیه السلام» و… درج گردید.
- شماره صفحات مبیّضه، پیش از اوّلین واژۀ هر صفحه و درون قلّاب درج شدهاند.
- فرمایش معصومین علیهم السلام در متن و پانوشت میان این علامت قرار میگیرد: ”…“
- املای برخی واژگان به رغم آنچه در نسخه آماده، بر اساس رسم الخط مرسوم امروز درج شده است. برای نمونه، واژگانی مانند: درین، برینکه، کو، حالانکه و فرقه … به این صورت درج شده اند: در این، بر اینکه، گو، حال آنکه و فرقهای[31] درج شده اند.
- حرف اضافۀ «باء» بر اساس رسم الخط مرسوم امروز، با فاصله از واژۀ بعد درج شده است. برای نمونه، «باختصار» به این صورت درج میشود: «به اختصار».
- در موارد اختلاف متن با مصدر، گاهی فراز یا واژۀ موجود در متن صحیح است، و گاهی به عکس، و گاهی نیز نه آنچه در متن آمده درست است و نه آنچه در مصدر درج شده. این موارد، نقل صحیح را در متن قرار داده و به ضبط نادرست در پانوشت اشاره کرده ایم. در مواردی نیز با درج «کذا» در پانوشت به مبهم یا نادرست بودن آنچه در متن آمده اشاره نمودیم.
- لغات دشوار در فرازهای عربی و فارسی تخریج شدهاند. اگر واژه در فراز عربی باشد به معاجم عربی، و اگر در فراز فارسی باشد به فرهنگ های فارسی ارجاع داده ایم.
- اگر لغتی در یک جلد چندین بار تکرار شده باشد، تنها در نخستین بار استعمال واژه در متن، تخریج میشود، مگر آن که ضرورتی تخریج دوبارۀ آن واژه را اقتضا کند.
- افزودههای محقّق در عناوین، متن و پانوشت، میان دو قلّاب: […] قرار گرفتهاند. در مواردی فراز یا واژهای در خود مصدر در میانۀ قلّاب قرار گرفته بود که در پانوشت بدان اشاره رفته است.
د) رموز رموز موجود در متن نیز از این قرار هستند: < > که نشانگر زیادی متن بر مصدر است. () که نشانگر زیادی مصدر بر متن است. [ ] که نشانگر افزودههای محقّقین است. م: در پانوشت نشانگر مصدر است. س: در پانوشت نشانگر نسخۀ مسوّده است. ض: در پانوشت نشانگر نسخۀ مبیّضه است. محمّد جواد رجب زاده 5 شهریور 1401 برابر با 29 محرم 1444 [1]. گفتنی است، پیش از چاپ این اثر، تصحیح دیگری از منهج اوّل رونمایی گردید. در مقالهای با عنوانِ «خرده هایی بر تصحیح منهج اوّل عبقات»، پس از ذکرِ مشتی از کاستیهایِ تصحیحِ مزبور به نشان از خروار، اثبات نمودیم که حاجت به تصحیح و تحقیق منهج اوّل از کتاب شریف «عبقات» همچنان باقی است. اشتباهات فراوان در خوانش متن نسخه، عدم مقابلۀ دقیق نسخ موجود، عدم رعایت امانت در انعکاس متن نسخه و عدم مقابلۀ دقیقِ بسیاری از نقلها با مصادر، برخی از سرفصلهای مطرح در این مقاله است. [2]. در ادامه وصف دو نسخه و نیز برخی از مشکلات تحقیق ذکر خواهد شد. [3]. این کتاب به تازگی در در پژوهشکدۀ بنیاد بین المللی امامت احیاء و بازطبع شده است. [4]. ضیاء العین: 69 و 70. [5]. الذریعة 15: 214. [6]. بنگرید به: عبقات الأنوار 23: 295 و نفحات الأزهار 1: 27. [7]. موقف الشيعة من هجمات الخصوم، سیّد عبد العزیز طباطبائی، تراثنا محرم 1407، السنة الثانیة – العدد 1 (30 صفحه – از 32 تا 61) [8]. گفتنی است در سراسر نسخههای موجود اثری از نقد عقیدۀ اوّل یافت نمیشود. البتّه وجود نسخهای کاملتر که مشتمل بر نقد عقیدۀ اوّل باشد، احتمال بعیدی نیست، خصوصا آنکه در بالای صفحات نسخۀ مبیّضه، صفحات شمارۀ نسخهای که از آن تبییض صورت گرفته از شمارۀ 101 آغاز میشود. [9]. تحفۀ اثنا عشريّه (نصیحة المؤمنین وفضیحة الشیاطین): شاه عبد العزيز بن شاه ولیّ الله دهلوی معروف به غلام حلیم (م 1239 ق.)، حجری، مطبع حسنی، دهلی، 1271 ق. [10]. در مدخل بعدی _بخش معرّفی نسخهها_ به خصوصیّات کامل همۀ نسخههای موجود پرداخته خواهد شد. [11]. قرینۀ دیگری که میتوان اقامه نمود مطلبی است که روی جلد کاغذیِ یکی از نسخ موجود که مربوط به نقد عقاید ششگانۀ مذکوره در «تحفه» است. در آنجا آمده است: «عبقات الأنوار، منهج اوّل، نقل اصل از عقیدۀ دوّم تا عقیدۀ چهارم». [12]. عبقات الأنوار (چاپ سنگی) 10: 65. [13]. همان 16: 167. [14]. همان: 154. [15]. همان 13: 153. [16]. همان 9: 119. [17]. همان 12: 489. [18]. همان 13: 167. [19]. همان 20: 78. [20]. گفتنی است صفحاتی از انتهای نسخۀ مسوّده از بین رفته و در این نسخه موجود است. [21]. برای نمونه در حاشیۀ صحفۀ 207 ب، در حاشیۀ نقل قولی از کتاب «القول المستحسن» چنین آمده است:
این عدد مَخْرَج گویای آن است که مطلب مورد اشاره در صفحۀ 188 از نسخۀ در دسترس مؤلّف که مشتمل بر (438) صفحه است، منعکس گردیده. نسخۀ در دسترس ما از «القول المستحسن» مشتمل بر 584 صفحه است. این کتاب فاقد فهرست مطالب است و مطالب آن پیوسته و بدون فاصله و عنوان گردآوری شده است. از این روی یافتن مطلب در این کتاب متوقف بر خوانش تمام کتاب است. اما با ضرب عدد (188) در (584) و تقسیم حاصل آن بر (438) به عدد (250) که محدودۀ تقریبی مطلب مورد اشارۀ از طبع در دسترس ما است، دست مییابیم. با جست و جوی محدودۀ تقریبی، مطلب مورد اشاره در صفحۀ (267) از نسخۀ در دسترس ما یافت گردید. [22]. در رمزگشایی عدد 12 در انتهای برخی حواشی که در بخش احادیثِ «عبقات» شایعتر است، بیانهای مختلفی یافت میشود. «حدّ»، «تمّت»، «المنقول» از جمله معانیِ ذکر شده برای این رمز است. بنگرید به: الجوهرة العزیزة (ضمن رسائل في درایة الحدیث) 2: 459 و 460 و معجم الرموز العامّة 1: 109 – 114. [23]. معجم طبقات المتکلّمین 5: 73/ شمارۀ 571. [24]. همان: 113/ شمارۀ 590. [25]. سورة الجمعة: 4. [26]. ضیاء العین: 96. [27]. نیمۀ اوّل از منهج اوّل بهزودی در پژوهشکدۀ بنیاد بین المللی امامت تحقیق و تصحیح خواهد شد. [28]. از این روی که حواشی نسخۀ مسوّده به متن مبیّضه افزوده شده است در اینجا سخنی از حواشی نسخۀ مبیّضه به میان نیاوردیم. [29]. قاطن. [طِ] (ع ص ) مقیم. لغتنامۀ دهخدا 11: 17374. [30]. افزوده از مصدر. [31]. در رسم الخطّ فارسی امروز وقتی واژۀ منتهی به «هاء» غیر ملفوظ _مثل «فرقه»_ در موضع نکره قرار گیرد، «ای» به انتهای آن افزوده میشود. در نسخ موجود و رسم الخطّ قدیم این قاعده لازم الرعایه نبوده است. به عنوان نمونه در این کتاب آمده: «تا به حدّى كه فرقه پيدا شد كه قائل به خلافت حضرت عبّاس بود». این موارد را بر اساس رسم الخطّ امروز اصلاح نمودیم.




