عبدالحی حسنی از میرحامد حسین می‌گوید

چکیده: شیخ فاضل، علامه حامدحسین، یکى از علماى فاضل مشهور در سرزمین هند است؛ ادبیات را نزد مولوى برکت على سنى و مفتى محمد عباس لکهنوى درس آموخت، علوم عقلى را نزد سیدمرتضى... و کتاب‏‌هاى علوم شرعى را پیش محمد بن دلدار على(سلطان العلما) و سیدحسین(سیدالعلما) فرا گرفت و از این عالِم اَخیر، بیشتر بهره برد.

عبدالحى حسنى ابن فخرالدین، از علماى سنى صوفى مسلک است. نسب علامه عبدالحى به امام حسن علیه‌السلام می‌‏رسد.

در سلسله اجدادش قطب‏‌الدین محمد است که در فتنه مغول از بغداد به «غزنه» سپس به هند آمد و در راه خدا جهاد کرد و در زمان بهرام شاه، عهده‌‏دار مشیخة الإسلام در دهلى شد، از نسل وى رجال اهل علم و معرفت، درخشیدند.

وى در سال ۱۲۸۶ هجرى به دنیا آمد. جده‏‌اش بانویی صالحه و پاک طینت بود و از کسانى به شمار مى‌‏آمد که با امام احمد بن عرفان بیعت کردند و عبدالحى را دوست داشت، پدرش سیدفخرالدین، فاضلى عارف بود، و عموها و دایى‌‏هایش مرجع خلایق بودند.

عبدالحى، کتاب‏هاى درسى(صرف، نحو، فقه، اصول، تفسیر و معقولات) را نزد مشهورترین علماى لکهنو مانند شیخ محمد نُعَیم فرنگى، شیخ فضل اللّه‏ و… آموخت، سپس به بهوپال که پایگاه علما و طلاب بود رفت و دیگر دروس مانند: ریاضى، طب، حدیث و… را فراگرفت و سپس به دهلى و چند شهر دیگر هجرت کرد و با علما و مشایخ ارتباط گرفت و پس از آن به خدمت مولانا فضل الرحمان گنج مرادآبادى حضور پیدا کرد و با او بیعت کرد.

وى، در اصلاح کار مسلمانان، اهل تلاش و حریص بود و آنان را اندرز مى‌‏داد و توصیه می‌کرد و از پراکندگى، عقب‌ماندگی و از دست رفتن شوکت و شخصیت آنها رنج مى‌‏برد…

زمانى که اعضاى جمعیت، «دار العلوم» را تأسیس کردند، مدتى اداره آن را برعهده گرفت. مدیر شئون و مسئولیت «ندوة العلما» را در سال ۱۳۳۳ به او سپردند و تا آخر عمر بر این کار، با اخلاص و اجتهاد ادامه داد و پایدار ماند. ایشان در سال ۱۳۴۱ هجرى درگذشت.

از عبدالحی حدود ۱۴ عنوان کتاب از جمله: نزهة الخواطر؛ معارف العوارف في أنواع العلوم والمعارف؛ گل رعنا؛ تلخیص الأخبار؛ کتاب الغناء و… به یادگار مانده است.

عبدالحى، درباره میرحامدحسین رحمه‌الله مى‌‏نویسد:

شیخ فاضل، علامه حامدحسین، یکى از علماى فاضل مشهور در سرزمین هند است؛ ادبیات را نزد مولوى برکت على سنى و مفتى محمد عباس لکهنوى درس آموخت، علوم عقلى را نزد سیدمرتضى… و کتاب‏‌هاى علوم شرعى را پیش محمد بن دلدار على(سلطان العلما) و سیدحسین(سیدالعلما) فرا گرفت و از این عالِم اَخیر، بیشتر بهره برد.

و بعد از تحصیل به مترتب ساختن آثار پدرش و تصحیح و مقابله آنها پرداخت و تألیف «استقصاء الإفحام» را در رد «منتهى الکلام» اثر حیدر على فیض آبادى آغازید، و «شوارق النصوص» را به سامان رساند، در سال ۱۲۸۲ براى زیارت و حج به حجاز رفت و از کتاب‏‌هاى نادر حَرَمین(مکه و مدینه) اقتباس کرد و به هند بازگشت و به مطالعه و تألیف و جمع‌‏آورى کتاب‏‌هاى نادر پرداخت که بسیارى از آنها به خط مؤلفان آنها بود، اموال هنگفتى را براى این کار هزینه کرد تا اینکه نزدش ده‏ هزار از کتاب‌‏ها که از مصر، شام و بلاد دور به دست آورد، گرد آمد.

وی در علم کلام و جدل، مهارت داشت، بسیار پر مطالعه و داراى اطلاعات فراوانى بود، روان قلم و سریع التألیف به شمار مى‌‏آمد، جانش را فداى کتابت و تألیف کرد تا آنجا که به اَمراض فراوانى گرفتار آمد و ناتوان شد. بیشتر اشتغال او به رد بر اهل‌سنت و مؤلفاتِ عالمان اِمامان آنها، سپرى گشت….

 

میرحامد حسین کیست؟

 

علامه میر حامد حسین در کتاب نزهة الخواطر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌ها

بازخوانی «حدیث غدیر» در عبقات الأنوار

در میان نصوص مرتبط با مسئله امامت، حدیث غدیر از جایگاهی ویژه برخوردار است. این حدیث، که با عبارت مشهور «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» نقل شده، از جمله روایاتی است که در طول تاریخ، مورد توجه گسترده عالمان مسلمان قرار گرفته است. با این حال، بررسی جامع و روشمند این حدیث، نیازمند تتبعی گسترده در منابع مختلف و تحلیل دقیق سندی و دلالی آن است.

آثار علامه

مقدمه محقق در احیاء حدیث غدیر از عبقات الأنوار

با وجود بحث‌های فراوان پیرامون حدیث غدیر در طول تاریخ، پیش از نگارش عبقات الأنوار نمی‌توان اثری یافت که به طور مفصل به تمام زوایای این حدیث پرداخته و شبهات گوناگون اهل سنت در سند و دلالت آن را پاسخ گفته باشد؛ چه آن‌که تلاش‌های علامه میرحامد حسین هندی محدود به پاسخ‌گویی به اشکالات عبد العزیز دهلوی نبوده، بلکه با ریشه‌شناسی شبهات، عبارات دهلوی را دست‌مایه‌ای برای طرح و نقد بیانات پیشینیان عامه قرار داده و اثری جامع و متقن از خود به جای گذاشته است.

یادداشت‌ها

بازخوانی «منهج آیاتِ» عبقات الأنوار

در میان بخش‌های مختلف عبقات الأنوار، «منهج اول» آن، جایگاهی بنیادین در تبیین مسئله امامت دارد. این بخش که به‌طور رایج با عنوان «آیات» شناخته می‌شود، در نگاه نخست چنین می‌نماید که صرفاً به بررسی آیات دال بر امامت اختصاص دارد؛ اما بررسی دقیق‌تر ساختار عبقات نشان می‌دهد این تلقی، ناتمام و تا حدی نادرست است.

آثار علامه

مقدمه محقق در احیاء بخش آیات از عبقات الأنوار

کتاب پیش رو تحقیق و تصحیح این اثر سترگ است. در این تصحیح تلاش شده، تا حدّ امکان، آن دقّت و حوصله و کوششی که سزاوارِ تصحیح و تحقیق طرفه‌­اثری چون عبقات است، دریغ نگردد، و مساعی علّامۀ مجاهد جناب میر حامد حسین در تألیف این کتاب با ارائۀ متنی مصحّح و استوار پاس داشته شود.

از این روی تلاش شده متن نهایی به گونه‌­ای منقّح و مصحّح و محقّق باشد که مخاطب عبقات میان منهج اوّلِ آن که دو نسخۀ موجودش مخطوط است و منهج ثانی که نسخ موجودش مطبوع و پاکیزه است، تفاوتی احساس نکند.

پیمایش به بالا