تصویر عزاداری در حسینیه آصفی درلکهنو

اثرات غم عزای کربلا و اسارت خاندان اهل‌بیت «علیهم السلام»

چکیده: علّامه میر حامد حسین رحمه الله در کتاب شریف و کم نظیر "عبقات الأنوار" در ذیل بحثی، نقل قولی از شعبی آورده است که دلالت دارد بعد از فاجعه کربلا، یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم يا منزوی شدند، یا به کوه و بیابان زدند، زیرا باورشان نمی‌شد این همه جنایات نسبت به خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم را امتی انجام دهد که خود را منتسب به دین جدّش می‌دانند.

علّامه میرحامد حسین رحمه الله در کتاب شریف و کم نظیر “عبقات الأنوار” در ذیل بحثی، نقل قولی از شعبی آورده است که دلالت دارد بعد از فاجعه کربلا، یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم يا منزوی شدند، یا به کوه و بیابان زدند، زیرا باورشان نمی‌شد این همه جنایات نسبت به خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم را امتی انجام دهد که خود را منتسب به دین جدّش می‌دانند.

شعبی کسی است که ذهبی – رجال‌شناس معروف اهل تسنن – او را با عنوان “الامام، علامة العصر” یاد کرده است.

«شهاب الدین دولت آبادی مشهور به ملک العلماء در کتاب هدایة السعداء نوشته: امام شعبی گفت: که از نقل مصطفی پنجاه سال برآمده، چند نفر پیر معمور مانده‌اند، و از آن تاریخ که در کربلا با حسین بن علی و دیگر فرزندانش، یزیدیان آن چنان حادثه کردند و زار زار کشتند، و آنانکه از اهل‌بیت زنده مانده بودند ایشان را طریق اسیران و بندیان در دمشق آوردند، یاران پیغمبر که زنده بودند، چون این واقعه شنیدند از آن تاریخ باز روی خود به هیچ مسلمانی ننمودند، و ترک جمعه و جماعت و اعیاد کردند، و بعضی درون خانه منزوی گشتند، و بعضی ترک خانه و زن و فرزندان کرده در کوههای دور دست رفتند، و در مصیبت اهل‌بیت مشغول شدند، و ترک مخالطه و سخن گفتن با مردان دادند.

من که شعبی‌ام از بعضی ایشان پرسیدم که شما جمعه و اعیاد و حجّ چرا ترک دادید، و انزوا به کلی اختیار کردید؟ ایشان گفتند: ما روی این چنین امّت که ظاهر کلمه گویند و نماز گزارند، و جگرگوشگان رسول را کُشتند، و بواسطۀ دنیا کفر و نفاق خود مستور دارند، نتوانم دید. از گاهِ آدم الی یومنا هذا آنچه از این امّت آمد از هیچ امّتی نیامده، اگر امّتان پیشین، انبیاء را کشتند اما بر دین ایشان مقرّ نماندند، اما کسی در جهان یاد ندارد، قومی که خود را مسلمان خوانند، به ظاهر کلمه و عمل بر شریعت کنند، ولی جگرگوشگان پیغمبر را زار زار بکُشند، و سرهایی که در کنار مصطفی بوده و پرورده شده آن را بریده و بر نیزه بسته، و دختران و اطفال ایشان را طریق بندیان بردند، اگر محمد رسول اللّه رحمة للعالمین نبودی، از این حادثه هیچ یکی از امّت زنده نماندی، و جمله مسخ و نسخ شدندی، و چنان قهر منزل شدی که هیچ جنبنده در ربع مسکون زنده نماندی.»

منبع:

عبقات الأنوار، ج ٣ ص ص ۲۲۷

 

 

 

واکاوی دلالت حدیث غدیر بر امامت امام علی علیه السلام از دیدگاه علامه میرحامدحسین در کتاب عبقات‌الأنوار

پایان نامه«امامت و افضلیّت حضرت امیرالمؤمنین در حدیث شریف نور با روش علامه میرحامد حسین»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار و اطلاعیه‌ها

اعضای دبیرخانه کنگره بین‌المللی بزرگداشت علامه میرحامدحسین لکهنوی با نماینده ولی‌فقیه در هند دیدار کردند.

در این دیدار، موضوع توسعه فعالیت‌های کنگره در سطح بین‌المللی، به‌ویژه در هند، مورد بحث و بررسی قرار گرفت و راهکارهایی برای گسترش همکاری‌های علمی، تولید آثار ترجمه‌ای و برگزاری برنامه‌های مشترک ارائه شد.

اخبار و اطلاعیه‌ها

 اعضای دبیرخانه کنگره بین‌المللی بزرگداشت علامه میرحامدحسین لکهنوی با آیت‌الله شهیدی دیدار کردند

آیت‌الله شهیدی در این دیدار ضمن تقدیر از تلاش‌های صورت‌گرفته در احیای آثار و میراث علمی صاحب عبقات، این فعالیت‌ها را خدمتی ارزشمند به معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام دانست.

اخبار و اطلاعیه‌ها

 ارائه گزارش فعالیت‌های کنگره بین‌المللی بزرگداشت علامه میرحامدحسین لکهنوی به آیت‌الله محمد محمدی قائینی دام عزه

اعضای دبیرخانه کنگره بین‌المللی بزرگداشت علامه میرحامدحسین لکهنوی با حضور در منزل آیت‌الله محمدمهدی قائینی، گزارشی از روند برگزاری کنگره و فعالیت‌های علمی و پژوهشی انجام‌شده در این مجموعه را ارائه کردند.

اخبار و اطلاعیه‌ها

کنگره نقطه پایان نیست، بلکه آغاز یک حرکت علمی گسترده است

در این نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین استاد محمدتقی سبحانی با تبیین اهمیت تاریخی «مدرسه لکهنو» و جایگاه علامه میرحامد حسین، این جریان علمی را یکی از بخش‌های کمتر شناخته‌شده اما بسیار تأثیرگذار در تاریخ تشیع دانست و بر ضرورت احیای میراث علمی آن تأکید کرد.

آثار علامه

مقدمه محقق در احیاء حدیث ولایت عبقات الانوار

حدیث ولایت سومین حدیثی است که عبد العزیز دهلوی در باب هفتم کتاب تحفۀ اثنا عشریّه بدان پرداخته است. از آنجا که این حدیث از نصوص صریحه بر خلافت و امامت بلافصل جناب امیر المؤمنین علیه السلام است چاره‌ای جز انکار و ابطال آن نیافته است.

پیمایش به بالا